کارآفرین و سرمایه کارآفرینانه

کارآفرینی از منظر ارزش های دینی و سرمایه اجتماعی

کارآفرین و سرمایه کارآفرینانه

کارآفرینی از منظر ارزش های دینی و سرمایه اجتماعی

کارآفرین و سرمایه کارآفرینانه

پیشرفت ایرانی اسلامی به عنوان گفتمان و خواست عمومی، راهبرد اساسی و مبنای همه قوانین و رویه های حاکمیتی باید باشد. جامعه نیازمند آموزش و ترویج کارآفرینی با رویکرد تفکر دینی و توسعه کسب و کارهای کارآفرینانه بر مبنای سرمایه انسانی، اقتصادی و اجتماعی ایرانی است

برای هشتمین سال متوالی برنامه پژوهشی بین المللی ارزیابی شاخص های کارآفرینی بر اساس مدل GEM (Global Entrepreneurship Monitor) -مهمترین و کامل ترین مرجع ارزیابی و پایش کارآفرینی -همزمان و همگام با 60 کشور  عضو این کنسرسیوم پژوهشی انجام گرفت.

شاخص های کارافرینی به صورت زیر دسته بندی می شود.

نمودار زیر به صورت کلی رشد و کاهش فعالیت های کارآفرینی در سال 2015 نمایش می دهد.

 

            اهم شاخص های ایران در 1394 در مقایسه با سال 1393 به قرار جدول زیر می باشد:

شاخص ها

سال

درصد

رتبه ایران

شاخص ها

سال

درصد

رتبه ایران

درک فرصت‌های کارآفرینانه

1393

28

54

درک قابلیت‌های کارآفرینانه

1393

59 

20

1394

40

36

1394

62

12

قصد کارآفرینانه

1393

25

21

نرخ ترس از شکست

1393

35 

26

1394

38

13

1394

40

32

توجه رسانه ای به کارآفرینان

1393

55

43

کارآفرینی نوپا

1393

16 

21 

1394

58

41

1394

17

23

کارآفرینی به عنوان گزینه شغلی مناسب

1393

52

49

کارآفرینی تثبیت‌شده

1393

 11

14 

1394

56

43

1394

7

10

منزلت اجتماعی کارآفرینان

1393

76

13

نرخ خروج از کسب و کار

1393

6

56 

1394

82

5

1394

4

56

 

بر اساس برنامه تحقیقاتی GEM، مهمترین و معروف ترین شاخص کارآفرینی در جهان، شاخص کارآفرینی نوپا است. میزان این شاخص در سال 1394، برابر 17 درصد بوده است که بیانگر رتبه 23 در میان 60

کشور جهان است که رتبه متوسط به بالا است. همچنین بر اساس نتایج برنامه GEM2015، شاخص قصد کارآفرینانه در ایران برابر 38 است. رتبه ایران در این شاخص در میان 60 کشور فعال عضو GEM، برابر 13 می باشد. 

سرمایه معنوی(spiritual capital) یعنی آگاهی نسبت به توانایی های خود، تشخیص پتانسیل های موجود در محیط اطراف، توانایی دیدن مسائل و مشکالت از ابعاد متفاوت، درک ارزش های واالی انسانی، داشتن احساس همدلی و درک انسان های دیگر، احترام به تفاوت های موجود در انسانها با اعتقاد به هدفمند بودن این تفاوت ها و توانایی بهره برداری از آنها و در نهایت توانایی تبدیل تهدیدها به فرصت و داشتن نگرش برد- برد در تمامی سطوح زندگی.

وقتی که ما توانایی آن را پیدا کنیم که به چیز بجزء خود فکر کنیم و فراتر از منافع شخصی خود بیندیشیم قدم اساسی در جهت کسب سرمایه معنوی برداشته ایم. علت اینکه سرمایه معنوی باعث غنی شدن زندگی انسان ها می گردد به این دلیل است که نگاه انسانها را نسبت به زندگی تغییر داده و این نگاه را از تمرکز صرف بر خود به تمرکز بر کل دنیا معطوف می کند، به این معنا که انسانها یاد می گیرند تاثیر عملکردها و رفتارهای خود را بر کل محیط اطراف خود دیده و باور کنند که فرایندهای رفتاری و گفتاری آنها می تواند بر زندگی حال و آینده دیگر افرادی که با آنها در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم هستند تاثیر به سزایی داشته باشد؛ به همین دلیل دقت و حساسیت زیادی بر روی عملکرد خود داشته و سعی می کنند نتیجه رفتارهای خود را بر محیط بیرونی و درونی مرتبط با خود مورد بررسی قرار داده و بعد دست به اقدام بزنند. یکی دیگر از نمودهای سرمایه معنوی چه در سطح فردی و چه در سطح سازمانی، اعتقاد به این باور است که تنها نگرش برد- برد به تمامی مسائل زندگی باعث پیروزی حتمی می گردد و هرگز این امکان وجود ندارد که با نابودی دیگران بتوان به پیروزی دست یافت. حال در نظر بگیرید دنیای با سرمایه معنوی، دنیایی امن برای زندگی همه انسانها با هر نژاد، قومیت، زبان، رنگ پوست، دین و... خواهد بود که در آن همه افراد و همه سازمانها برای پیروزی و کسب موفقیت فقط خود را نمی بینند و این باور در آنها رخنه کرده که" اگر او پیروز باشد من نیز پیروز خواهم بود". سرمایه معنوی همان باور رسالتی است که بر دوش همه انسانها بوده و برای رسیدن به آن باید بیاموزند که " چه کسی هستند؟ از کجا آمده اند؟ برای چه آمده اند؟ و چه هدفی در پس این حضور نهفته است؟ و در نهایت اینکه درک کنند میزان تاثیرشان بر محیط اطرافشان تا چه اندازه می باشد؟

تا وقتی که ندانیم برای چه متولد شده ایم و یا برای چه سازمانی را تاسیس می کنیم، درست مثل این است که در "آب در هاون می کوبیم".

سرمایه معنوی درک معنای مشترک زندگی با تمام مخلوقات خداوند از انسانها تا حیوانات و گیاهان است به این معنا که به انسانها این حق داده نشده که برای آسایش و کسب سود خود محیط زیست را نابود کرده و به تاثیرات آن بر کره زمین هیچ اهمیتی ندهد، چرا که با نگاه سرمایه معنوی همه انسانها موظفند حتی به امکان زندگی برای نسل های آینده نیز فکر کرده و با احترام و حفظ محیط زیست این امکان را برای نسل های دیگر نیز فراهم آورند.

با توجه به موارد ذکر شده، مشخص می شود که سرمایه معنوی به پایداری آینده بشریت اهمیت زیادی داده و زندگی روزمره انسانها را غنی تر می سازد. با این نگاه سرمایه معنوی باعث پایداری دائمی سازمان ها و تحوالت اساسی در روش های کسب و کار می گردد و مزیت رقابتی سازمانها را تضمین می نماید.

با وجود سرمایه معنوی سازمانها با آگاهی کامل نسبت به مسئولیت های اجتماعی خود بنیانگذاری شده و رسالتی بزرگ برای خود قائل می گردند، که نتیجه آن چیزی جزء کامیابی، موفقیت و سودآوری دائمی نمی باشد. بسیاری از محققان معتقدند که سرمایه معنوی به زندگی کاری و فردی انسانها حیات تازه ای بخشیده و دوام و پایداری آن را ضمانت می کند. و در نهایت اینکه وجود سرمایه معنوی در یک سازمان، می تواند باعث بهم پیوستگی و اتحاد افراد آن سازمان شده و دریک شبکه گسترده برد – برد منافع گروهی افراد آن سازمان را تامین نماید و در عین حال به سازمان کمک کند به تعالی و توسعه پایدار دست یابد.

رشد تولید باعث افزایش اشتغال در جامعه می­گردد. در این خصوص کارآفرینان در ایجاد اشتغال نیز نقش مهمی ایفا می­نمایند. در حدود نیمی از کارکنان کشورهای توسعه یافته در کسب و کارهای کوچک مشغول فعالیت هستند. بیشتر مشاغل جدید را کسب و کارهای کوچک ایجاد می­کنند و سهم این کسب و کارها در بازار کار در حال افزایش است. بنابراین یکی از پیامدهای مثبت پدیده کارآفرینی اشتغال مولد می­باشد. طرح کارا با هدف رفع معضل فعلی کشور در زمینه بیکاری و نیز بهره­مند شدن از سایر پیامدهای کارآفرینی همانند بروز خلاقیت، تولید ثروت، تولید و به­کارگیری فناوری، رشد اعتماد به نفس در بین دانشگاهیان و فارغ التحصیلان و جلوگیری از مهاجرت نخبگان ارائه شده است(طرح توسعه کارآفرینی در دانشگاه­ها(کاراد)،ص20).

آموزش عالی معرف نوع مهمی از سرمایه­ گذاری در منابع انسانی است که با فراهم آوردن و ارتقاء بخشیدن دانش، مهارت­ها و نگرش­های موردنیاز کارکنان ارشد فنی، حرفه­ای و مدیریتی به توسعه اقتصادی کمک می­کند. آموزش عالی به­طور قطع نه تنها موجب ترویج دانش می­شود، بلکه با پیشرفته­ های تحقیقاتی، تکنولوژیکی و علمی، دانش جدید نیز به وجود می­آورد. بدین ترتیب دانشگاه­ها و سایر موسسات آموزش عالی، سهمی مضاعف در اقتصاد دارند. فرای (1993) پنج جزء اصلی در فرآیند کارآفرینی را مورد توجه قرار می­دهد که شامل: کارآفرین، فرصت، ساختار، منابع و استراتژی است.

تا سال 1990 چهار دسته اصلی از دوره­ های آموزش کارآفرینی شکل گرفت که به قرار زیر می­ باشند:

دسته اول دوره­ های آموزش کارآفرینی شامل برنامه هایی برای آگاهی و جهت ­گیری به سوی کارآفرینی می­باشد. هدف از این دوره­ها افزایش آگاهی، درک و بینش نسبت به کارآفرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی می­باشد. این­گونه برنامه­ ها در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه آموزش داده می­شوند تا انگیزه و تمایل دانش آموزان و دانجویان برای کارآفرین شدن افزایش یابد. گروه­های نژادی، غیر شاغلین، مخترعین، دانشمندان، کارکنان دولت و بازنشستگان ارتشی و گروه ­های مختلف متنوع زیادی می­توانند تحت پوشش این دوره قرار گیرند.

دسته دوم شامل برنامه­ های آموزشی می­باشد که «توسعه تاسیس شرکت­ها» را پوشش می­دهد. این برنامه­ ها به اقتضادی شرایط خاص هر کشور طراحی شده­اند. کشورهایی همچون آمریکا، هند، فلیچین، مالزی، فنلاند و هلند مراکز ویژه­ای را جهت حمایت از کارآفرینان بالقوه تاسیس نموده اند که ضمن ارائه آموزش­ های ویژه جهت توسعه توانایی­ها و انگیزش افراد، توسعه مناطق شهری و آموزش­های عالی در نزد کارآفرینان موجود را دربرمی­­گیرد.

دسته سوم دوره­ ها جهت «رشد و بقای کارآفرینان و شرکت­های کوچک» طراحی شده است که شرکت­های کوچک موجود را تحت پوشش قرار می­دهد. واقعیت آن است که این گروه از شرکت­ها در هر کشوری باید مورد توجه قرار کیرند. در کشورهای کمونیستی سابق شرکت­های کوچک بسیار مورد توجه قرار گرفته­اند و تعداد زیادی از آنها با کمتر از 10 کارمند تأسیس شده ­اند. نیازهای آموزشی در این برنامه­ ها بسیار متنوع می­باشد. از دوره­های بسیار مورد قبول در این خصوص می­توان به دوره «رشد شرکت­های کوچک» در دانشگاه دارهام و دوره «فعالیت­های اقتصادی خود را بهبود دهید» که توسط ساززمان بین المللی کار(ILO) در سراسر دنیا اجرا می­شود، اشاره کرد.

دسته چهارم برنامه «توسعه آموزش کارآفرینی» می­باشد که شامل شیوه ­های جدید آموزشی و تعیین نقش­های نوین دانشجو و استاد در فرآیند آموزش کارآفرینی است. هدف دیگر این برنامه ­ها آموزش و گسترش کمی اساتید جدید از میان صنعتگران و دست ­اندرکاران فعالیت­های اقتصادی برای آموزش کارآفرینی می­باشد(سازمان بین المللی کار،1992،صص4-1).

ابهام مفهومی، تعاریف چندگانه دارد و فقدان اطلاعات لازم در زمینه سرمایه اجتماعی، مانعی بر سر راه تحقیقات نظری و عملی در مورد نقش سرمایه اجتماعی بوده است. سرمایه اجتماعی، از آن جا که مکمل سایر منابعی است که تحت کنترل افراد و سازمان ها می باشند، منبع مهمی برای افراد و سازمان به شمار می رود. ‏بسیاری از مطالعات به اثرات سرمایه اجتماعی در سطح یک شرکت یا صنعت بر عملکرد‏ پرداخته اند. اما مطالعات کمتری سرمایه اجتماعی را به بهره وری در سطح فردی مرتبط کرده اند. مطالعات محدود انجام شده در این زمینه، نشان‌دهنده تأثیر سرمایه اجتماعی بر کارآیی و بهره وری نیروی انسانی است. این تأثیر از راههای مختلفی امکان‌پذیر است. هزینه‌های پایین‌تر تعاملات، نرخ پایین‌تر جابه جایی افراد، تسهیم دانش و نوآوری و بهبود کیفیت محصولات، از جمله مواردی است که تأثیر سرمایه اجتماعی بر بهره وری را نشان می دهند. با این وجود، تأثیر دقیق سرمایه اجتماعی بر بهره‌وری قابل اندازه‌گیری نیست، زیرا هم سرمایه اجتماعی عوامل و متغیرهای بسیاری را شامل می‌شود که بسیاری از آنها کیفی هستند و اندازه‌گیریشان دشوار است و هم بهره‌وری متغیرهای زیاد را دربر می‌گیرد.

سرمایه صبور چیست؟

۲۵
ارديبهشت

 ?What is ‘Patient’ Capital

«سرمایه صبور نام دیگر سرمایه بلندمدت است. در سرمایه صبور سرمایه‌گذار متمایل به نوعی از سرمایه‌گذاری است که انتظار بازگشت سود در کوتاه مدت در آن جایی ندارد. در عوض سرمایه‌گذار خواهان به تعویق انداختن هرگونه بازگشت سرمایه برای یک دوره زمانی معین است.»
سرمایه صبور انقلابی در زمینه پروژه‌های نوع‌دوستانه ایجاد کرده است. کارآفرینان اجتماعی، اکنون دیگر با مفهوم سنتی نوعدوستی (همان کمک مستقیم و زودگذر برای کاهش فقر) به عنوان بهترین روش برای از بین بردن فقر قانع نمی‌شوند. سرمایه صبور به کارآفرینان اجتماعی اجازه می‌دهد تا کسب و کارشان را روی مسائل اجتماعی متمرکز کنند. کارآفرینان اجتماعی با ترکیب سرمایه صبور و دانش و استعداد خود می‌کوشند تا کالاها و خدمات اولیه از قبیل مسکن، خدمات مربوط به سلامت، انرژی و آب سالم را برای فقرا با روش‌های کارآ و اثربخش فراهم کنند. 
سرمایه صبور بر این فلسفه استوار است که همه باید به کالاها و خدمات اساسی و اولیه دسترسی داشته باشند و به این ترتیب مصرف‌کنندگان فقیر را به طور ویژه به عنوان یک بازار بالقوه هدف می‌گیرد.


سرمایه صبور به عنوان ابزاری برای کاهش فقر
به گفته توماس فریدمن (Thomas L. Friedman)، «مردم تنها زمانی از فقر نجات می‌یابند که کسب و کارهای کوچکی راه‌اندازی کنند و همسایگانشان را استخدام کنند». به علاوه به گفته فریدمن افراد بسیاری هستند که به علت پیروی از رهبران ریسک‌پذیر یا نوآوران خاصی تلاشی در جهت کارآفرین شدن نمی‌کنند. همین‌طور سرمایه‌داران باید با مفهوم سرمایه صبور آشنا باشند تا کسب و کار خودشان را راه‌اندازی کنند و به دیگران منفعت برسانند. 
سرمایه صبور می‌تواند درآمد افراد فقیر را به صورت پایدار افزایش دهد. یک نمونه کمپانی دارویی Advanced Bio-Extracts با علامت اختصاری ABE است که توسط فریدمن بیان شده است. این کمپانی یک داروی اثربخش برای درمان مالاریا در منطقه‌ای تولید می‌کند که مالاریا هنوز سالانه نزدیک به یک میلیون آفریقایی را به کام مرگ می‌فرستد. این کمپانی با کشاورزان کوچک و محلی قراردادهایی برای پرورش عنصر گیاهی سازنده دارو امضا می‌کند. کشاورزان به این ترتیب درآمد بیشتری در مقایسه با کشت ذرت به دست می‌آورند. این مدل کسب و کار با استفاده از سرمایه صبور از سوی شرکت‌هایی مانند Novartis و Acumen Fund پشتیبانی می‌شود.

کدام یک برای اقتصاد مطلوب ترند؟

در طول تاریخ زندگی جمعی انسان، مشارکت و تعامل بین افراد حائز اهمیت بوده است. دانشمندان، از دهه 60 میلادی، به اهمیت این قدرت در جامعه پی برده و آن را نامیدند. علی رغم آثار فراوان مثبتی ک ه این سرمایه دارد، در « سرمایه اجتماعی » بسیاری موارد موجب ایجاد نزاع و رویارویی در جوامع شده است. علاوه بر این، با انباشت سرمایه اجتماعی، هیچ ضمانت اجرایی برای پایبندی افراد به قوانین موجود در گروه وجود ندارد. در این راستا، مشکلات رفتاری همچون سواری مجانی، کژگزینی، کژمنشی و پیگیری کورکورانه منافع گروه در قالب گروه خواهی شکل می گیرد. این .« سرمایه اجتماعی یک خوبی مطلق است » امر حاکی از شکست این باور است که با تأکید بر « سرمایه مذهبی » نوشتار، با استفاده از روش تحلیلی به معرفی مفهوم مذهب اسلام، می پردازد. فرضیه مقاله آن است سرمایه مذهبی علاوه بر دارا بودن فواید موجود در سرمایه اجتماعی، نقصان های آن را ندارد. از این رو، اقتصاد با پیگیری انباشت سرمایه مذهبی قادر خواهد بود به کارایی بیشتری دست یابد.

دریافت مقاله

 

چکیده

«کارآفرینی» که در واقع فرایند تأسیس یک شغل برمبنای یک فکر و یک ایده ی نو است. راهبردی است برای حل مسأله ی اشتغال و ایجاد و خلق عرصه های نوین در جهت رشد و پویایی و تولید ثروت در جامعه، که با توجه به اهمیت کلیدی آن در اقتصادهای نوین، کشورهای گوناگون مجدانه برنامه های مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه ی خود تدارک دیده اند.
این نوشتار در پی آن است تا با بررسی و تجزیه و تحلیل برخی از معیارها و اصول کارآفرینی در آموزه های نبوی در جهت ثمربخشی بیشتر کارآفرینی، که بر پایه ی باورها و ارزش ها و روش ها و شیوه های خاصی استوار شده است، بپردازد، و در نتیجه ی راهبردها و رهیافت هایی را در جهت ایجاد فرصت های شغلی و تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی برای نظام اسلامی بیابد.
واژگان کلیدی: معیار، کارآفرینی، اشتغال، آموزه های نبوی.
 

مقدمه و طرح مسأله

در میان عوامل تولید، کار جایگاه ممتازی دارد، به ویژه که با انسان و اراده ی او سرو کار دارد. از این رو، می تواند جهت گیری های مختلف و متفاوتی داشته باشد. جهت گیری های متفاوت، آثار فردی و اجتماعی متفاوتی نیز در سطح هر جامعه بر جای خواهد گذاشت. به همین دلیل ضرورت دارد جهت گیری های مطلوب در این امر شناخته شود. به نظر می آید مهم ترین جهت گیری ها توجه به استراتژی توسعه ی کارآفرینی است که در برنامه ی چهارم توسعه نیز بر آن تأکید شده است. (رک.به: انصاری و غفار زاده، 1386 ،268)
از یک سو، مسأله ای که در برآوردهای آماری اشتغال را با نارسایی مواجه کرده است، وجود نوعی "بداشتغالی" است که در برخی موارد، افزایش اشتغال به قیمت افزایش بیکاری پنهان و هم جهت با بداشتغالی و نادیده گرفتن تخصیص بهینه بوده است.
از دیگر سو، بیکاری یک مسأله ی اجتماعی و نشان دهنده ی اتلاف انرژی نیروی انسانی است. از این رو، از جمله دلایل توجه به توسعه ی کارآفرینی، می توان به قدرت آن در ایجاد کسب و کارهای جدید با ارزش افزوده ی بالا، توسعه ی کسب و کارهای موجود، افزایش درصد استفاده از ظرفیت های بدون استفاده ی تولید و به تبع آن رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی، کاهش نرخ بیکاری، افزایش سرانه ی تولید و عدالت اجتماعی، که از مهم ترین دغدغه های نظام اسلامی به شمار می آید، اشاره کرد.
 

تعریف کارآفرینی

کارآفرینی، فرایند پذیرش مخاطرات و پیامدهای تأسیس کسب و کار بر مبنای اندیشه ها و ایده هایی است که نتیجه ی آن ایجاد فرصت های شغلی و بهبود شرایط اقتصادی و ارتقای توان مندی جوامع خواهد بود. به عبارت دیگر کارآفرینی فرایند ایجاد ثروت و هدایت خلاقانه ی منابع، خلق سازمان یا سازمان های جدید و نیز توسعه ی موقعیت های اقتصادی و روش اداره و مدیریتی است که فرصت ها را کنترل و تعقیب کرده و به عنوان شیوه ای عالمانه از زندگی، با درک ظرفیت های بلااستفاده، زمینه را برای بهره گیری از آن فراهم می سازد، و برای رسیدن به آرمان رشد اقتصادی رفاه اجتماعی به وسیله ی افزایش سرانه ی تولید و کاهش نرخ بیکاری به جریان ها و شریان های اقتصادی و اجتماعی کمک های شایان توجه و مؤثری می کند (ر.ک. به: احمد پور، 1379، 26-12)
 

تأثیر آموزه های دینی در تقویت فرهنگ کارآفرینی

به نگرش ها و باورهای ذهنی و ساختاری پذیرفته شده، توسط افراد یک جامعه یا سازمان، نسبت به کار، فرهنگ کار آن جمع می گویند. بر مبنای این تعریف، فرهنگ کارآفرینی عبارت است از: مجموعه ی ارزش ها، باورها و دانش های مشترک و پذیرفته شده ی یک گروه کاری در انجام فعالیت های معطوف به تولید و یا ایجاد ارزش افزوده (ر.ک.به: جعفری، و حبیبی، 1381، 71). حال با توجه این تعریف می توان چنین نتیجه گرفت که باورها و اعتقادات دینی در تقویت و تضعیف فرهنگ کارآفرینی تأثیر بسزایی دارند.
از آموزه های دینی برای تبدیل کارآفرینی به فرهنگ و پیوند آن با هنجارهای اجتماعی می توان از ابزارهای معنوی تشویقی و تنبیهی فراوانی استفاده نمود. برخی از این آموزه ها، که در احادیث و روایات بیان گر ابزارههای تشویقی هستند، در ادامه مورد بررسی قرار می گیرند.
 

کارآفرینی به عنوان تکلیف و وظیفه

کار و تلاش در نگرش دینی برای تأمین نیازهای فردی و اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر است که تمامی لحظات زندگی را در بر می گیرد. از این رو، در آموزه های دینی از آن به عنوان وظیفه و تکلیف یاد شده است. پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) در این باره می فرماید: «طلب الحلال فریضه علی کل مسلم و مسلمه»؛ طلب کردن روزی حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است (مجلسی، 1404هـ، ج3، 9). و نیز می فرماید: «طلب الکسب فریضه بعدالفریضه» (ر.ک. به: همان، 17 و نوری، 1408هـ، ج13، 12 و مجلسی، 1404هـ، ج100، 9).
 

کارآفرینی به عنوان جهاد د راه خدا

در آموزه های دینی کارآفرین مانند جهادگری دانسته شده است که در صحنه ی کارزار با دشمنان خدا به نبرد پرداخته و از حریم دین دفاع می کند. به تعبیرپیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) «الکاد فی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله»؛ کسی که برای تأمین زندگی خانواده ی خود کار و تلاش کند همچون مجاهد در راه خداست (نوری، 1408 هـ، ج424، 2 و ر.ک. به: حر عاملی، 1403 هـ، 12، 11، و حرانی، 1384 هـ، 328). امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در این باره می فرماید: «ما غدوه احدکم فی سبیل الله باعظم من غدوته یطلب لولده و عیاله ما یصلحهم»؛ در آمدن شما صبحگاهان برای جهاد در راه خدا، از درآمدن آن کس که برای تأمین زندگی خانواده ی خود تلاش می کند بالاتر نیست (نوری، 1408 هـ، ج2، 415).

چکیده:

این مقاله با هدف بررسی مفهوم سرمایه اجتماعی(Social Capital) ، نحوة سنجش وعوامل ساخت آن و بررسی نقش آن در کارایی اقتصاد تنظیم شده است. در این نوشتار نخست نظریه های برخی از دانشمندان علوم اجتماعی و اقتصادی که در این حوزه به مطالعه و تحقیق پرداخته اند ، ارائه می شود و مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

این مقاله با تلاش در جهت ایجاد تصویری روشن از ابعاد مختلف سرمایة اجتماعی، در چهار بخش تحت عناوین سرمایة اجتماعی چیست؟ ، اندازه گیری و سنجش سرمایة اجتماعی ، سرمایة اجتماعی چگونه بوجود می آید؟ و سرمایة اجتماعی و کارایی اقتصادی تنظیم شده است.

مقدمه:

انسان به طور ذاتی در تعامل و تقابل با دیگران نیازهای خود را بر طرف ساخته و گذران امور می کند. اثرات این کنش های متقابل و نقش آن ها تا حدی است که حذف آن زندگی را غیر ممکن می سازد. اما در این میان دانشمندان علوم اجتماعی بانگرشی کنجکاوانه در جوامع به شناسایی این کنش ها پرداخته و به مجموع عواملی پی بردند که آن را سرمایة اجتماعی نامیداند.

مفهوم سرمایة اجتماعی در بر گیرنده مفاهیمی همچون اعتماد ، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می دهد و آنهارا به سوی دست یابی به هدفی ارزشمند هدایت می نماید. از این رو شناخت عوامل مؤثر در تقویت یا تضعیف سرمایة اجتماعی می تواند جوامع را در گسترش ابعاد سرمایة اجتماعی کمک نموده و موجب افزایش عملکرد اجتماعی و اقتصادی افراد در جوامع گردد.

از دیگر مقولات مطرح در این حوزة سنجش میزان سرمایه اجتماعی است، زیراجوامعی که در جهت بهبود و تقویت سرمایة اجتماعی خود گام بر می دارند نیازمند ارزیابی اقدامات خود می باشند و این ممکن نخواهد بود مگر آنکه بتوانند روند صعود یا سقوط سرمایة اجتماعی را در اجتماع خود تخمین بزنند.

این مقاله با این دیدگاه ابتدا به معرفی سرمایة اجتماعی پرداخته و در این رابطه نظریات مختلف دانشمندان مطرح در این حوزه را ارائه می نماید.

سپس با بررسی مطالعات صورت گرفته در زمینة نحوة سنجش و اندازه گیری سرمایة اجتماعی از جمله مدل پوتنام1 در تخمین سرمایة اجتماعی، به بررسی مشکلات و موانع موجود بر سر راه تخمین آن می پردازد. و با استفاده از نظریات دانشمندانی همچون فوکویاما2 و کلمن3 روشهایی را که می توانند به طور غیر مستقیم معیاری از درجه و میزان سرمایة اجتماعی به دست دهند ، بر می شمرد.

قسمت بعدی مقاله با هدف ارائة یک شناخت کلی در رابطه با عواملی که می توانند موجب ساخت سرمایة اجتماعی گردند تنظیم گردیده است. اگر معتقد باشیم که ارتباط بین روند افزایشی سرمایة اجتماعی و بهبود عملکرد جامعه در همة ابعاد یک ارتباط مثبت است به طور قطع شناسائی عوامل مؤثر در ساخت سرمایة اجتماعی یکی از موارد ضروری در هر جامعه به شمار می رود.

و در بخش آخر نقش سرمایة اجتماعی در اقتصاد مورد بررسی قرار گرفته است با این هدف که بگوییم سرمایة اجتماعی نه تنها در کنار عواملی چون منابع انسانی ، سرمایة فیزیکی و منابع مالی یکی از عوامل اصلی در تولید و عملکرد اقتصادی به شمار می رود ، بلکه بستر تشکیل آنها نیز هست به طوری که ضعف سرمایة اجتماعی باعث اختلال در عملکرد اقتصاد گردیده و باعث شکست یک جامعه در رسیدن به اهداف توسعه و تثبیت اقتصاد می گردد.

سرمایة اجتماعی چیست؟

سرمایة اجتماعی واژه ای است که در سالهای اخیر وارد حوزة علوم اجتماعی و اقتصاد گردیده و از این منظر دریچه تازه ای را در تحلیل و علت یابی مسائل اجتماعی و اقتصادی گشوده است. دراین زمینه مطالعات وسیعی توسط صاحبنظران و دانشمندان این علوم صورت گرفته. ونظریه پردازانی همچون جین جاکوب(1961)1 ، جیمز کلمن(1966)2 ، گلن لوری(1970)3 ، بن پرات(1980)4 ، ویلیامسن(1981)5 ، بیکر(1983)6 و فرانسیس فوکویاما(1990)7 تعاریف متعددی را از سرمایة اجتماعی ارائه کرده اند.

جین جاکوب8 در کتاب “مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکائی” سرمایة اجتماعی را شبکه های اجتماعی فشرده ای می داند که در محدوده های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی ، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی ، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند. یک مثال عینی این تعریف را در دنیای امروز می توان در تشکل های غیر دولتی حمایت از محیط زیست یافت. این شبکه اجتماعی بعضا نیروهای قدرتمندی را به صورت NGO ه به وجود می آورد که حتی در حمایت از محیط زیست موجب توقف پروژه های عمرانی دولت نیز می شوند.

از نظر جیمز کلمن9 سرمایه اجتماعی شامل یک چارچوب اجتماعی است که موجب تسهیل روابط میان افراد درون این چارچوب می گردد. به گونه ای که فقدان آن ممکن است دردستیابی به یک هدف معین هزینه بیشتری را به افراد آن جامعه تحمیل کند.

گلن لوری10 سرمایه اجتماعی را مجموع منابعی می داند که در ذات روابط خانوادگی و در سازمان اجتماعی جامعه وجود دارد و برای رشد اجتماعی افراد سودمند است.

بن پرات11 (1980 ) در تعریف سرمایه اجتماعی روابط بین افراد یک خانواده ، گروهی از دوستان یا شرکای یک شرکت را به صورت رابطه f تعریف می کند و به بررسی اثرات این رابطه بر مبادلات اقتصادی می پردازد.

ویلیامسن و بیکر12 (1981) و (1983) که به دنبال مطالعات بن پرات در پی بررسی شیوه اثر گذاری یک سازمان اجتماعی برعملکرد نهادهای اقتصادی بوداند مجموعه ای از مطالعات اقتصادی را پایه گذاری کردند که اقتصاد نهادی جدید نام گرفته است.

فرانسیس فوکویاما13 (1990) معتقد است سرمایه اجتماعی را می توان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیر رسمی تعریف کرد. مشروط بر آنکه این هنجارها شامل ارزش های مثبت مانند صداقت ، ادای تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد.

آنچه از تعاریف متعدد سرمایه اجتماعی بر می آید این است که این مفهوم در بر دارنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه بوده به نحوی که گروه را به سمت دستیابی به هدفی که بر مبنای ارزش ها و معیارهای رایج در جامعه مثبت تلقی شود، هدایت می کند. لذا آنچه از این تعریف استنباط می شود این است که هرچند ممکن است سرمایه اجتماعی به دلیل تقویت نیروهای جاذبه بین اعضای یک گروه و نیروهای دافعه بین گروه های متفاوت لزوما عامل مثبتی در یک جامعه به شمار نیاید ولی قطعا برای پیشبرد و سهولت در عملکرد اقتصادی ، احتماعی آن جامعه یک عامل ضروری به شمار می رود.

بنابراین میزان سرمایه اجتماعی در یک جامعه می تواند نشان دهنده شکاف موجود بین آن جامعه با یک جامعه برخوردار از یک نظام دموکراسی با حداکثر کارایی در نظام اقتصادی اجتماعی باشد. بنابر این پرسشی که به ذهن خطور می کند این است که آیا سرمایه اجتماعی قابل سنجش و اندازه گیری است و اگر هست با چه شیوه ای؟

مرکز تحقیقات اقتصادی و اجتماعی دولت ژاپن

ترجمه: محمدرضا توکل‎نیا (دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع))

ارائه شده در سمینار کاربردهای اقتصادی سرمایه های اجتماعی، توکوی، 24 و 25 مارس 2003 

مقدمه

از زمان انتشار شاهکار پوتنان (Putnan-1993)، سرمایه اجتماعی (Social Capital) نه تنها در زمینه توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه بلکه در کشورهای توسعه یافته نیز به عنوان یک موضوع مهم مورد توجه قرار گرفته شد. البته اهمیت عوامل اجتماعی از زمان‎ های بسیار دور مورد بحث بوده است. به نحوی که در قدیم‎الایام سرمایه‎های اجتماعی مانند نظم، اعتماد و… از اصول ارزشمند جامعه به حساب می‎آمده‎اند برای مثال در قرن هفتم میلادی، زمانی که نخستین قیمتهای ایجاد شده، سنگ بنای اولین نهادهای اقتصادی را می‎ نهاد، یکی از اصول 17 گانه موجود در نظام اجتماعی اقتصادی ژاپن این چنین بود که: هماهنگی بالاترین درستکاری است.

هدف این مقاله معرفی و توضیح کانالهایی است که از طریق آنها سرمایه‎ های اجتماعی بر نحوه عملکرد عوامل اقتصادی اثر می‎گذارد. سپس به بررسی این نکته که کانال‎ های بیان شده تا چه حد در معرض تحلیل‎ های اقتصادی قرار گرفته‎ اند پرداخته می‎ شود. در نهایت نیز از بین آنها، مهم‎ ترین کانال‎ های تأثیرگذاری و آنهایی که به عنوان چالش‎ های جدیدی برای اقتصاد مطرح شده‎ اند، معرفی می‎شود.

در این مقاله به دو دلیل در مورد تعریف سرمایه اجتماعی صحبت نمی کنیم، نخست اینکه در این مورد فراوان صحبت شده و دوم به خاطر هدف اصلی مقاله، که می خواهد تمام جنبه هایی که از نقطه نظر اقتصادی با مبحث سرمایه اجتماعی مرتبط است را بررسی کند. با این وجود بازگو شدن تعریف OECD در مورد سرمایه اجتماعی مثمرثمر خواهد بود:

سرمایه اجتماعی شبکه ای در هم تنیده از هنجارها، ارزش ها و ادراک های مشترک افراد جامعه است که همکاری و تعامل بین آنها را تسهیل می کند.

در بحث حول سرمایه اجتماعی، ضروری است که بین دو مفهوم تفکیک صورت بگیرد یکی مواردی که سرمایه اجتماعی را به صورت متغیرهایی مانند اعتماد و اطمینان (Trust) و عضویت (membership) در نظر می‎ گیرند و دیگری مواردی که غیرقابل مشاهده ولی در عین حال بسیار مهم هستند که پس از تعامل با یافتهای اجتماعی موجود در جامعه، تبلور یافته و بر سرمایه های اجتماعی گروه اول تاثیر می گذارند. ما برای تفاوت گذاشتن بین این دو، گروه اول را سرمایه های اجتماعی v و گروه دوم را سرمایه های اجتماعی u می نامیم. طبق تعریف، مطالعات کاربردی در مورد مفهوم اقتصادی سرمایه های اجتماعی، به تحلیل رابطه بین سرمایه های اجتماعی V و متغیرهای اقتصادی مرتبط که ما آنها را E می نامیم، می پردازد. در بحث حول سرمایه های اجتماعی مهم است که بدانیم هدف ما بررسی رابطه Uو E یا رابطه Vو E است که در این مقاله ما درصدد بررسی نحوه اثرگذاری گروه U بر E هستیم.

به منظور تفاوت گذاشتن بین عوامل محض (Formal factor) و عوامل غیرمحض، من اهمیت بیشتر را به عوامل غیر محض دادم زیرا عوامل محض مانند سیستم قانونی به وضوح دارای دلالت و مفهوم اقتصادی هستند و بر این اساس همواره در تیرس تحلیل های اقتصادی قرار دارند. البته این مطلب به آن معنا نیست که در بررسی اقتصادی عوامل اجتماعی غیرمحض، بتوانیم نقش عوامل محض را نادیده بگیریم. در واقع می توان گفت عوامل غیرمحض، عوامل محضی هستند که هنوز به صورت رسمی و قانونی تدوین نشده و در نتیجه به شدت تحت تأثیر عوامل محض قرار دارند.