کارآفرینی از منظر ارزش های دینی و سرمایه اجتماعی

مصیبت جانسوز شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س)

در تاریخ حیات هر انسانى سه روز مهم قابل ذکر وجود دارد: روز ولادت، روز مرگ، و روز حشر و قیام .
روز ولادت مهم است و سرنوشت ساز، هم از نظر کیفیت ولادت و آغاز زندگى و هم از نظر گشوده شدن دفتر حیات؛ به همین گونه است روز مرگ که از سوئى روز بسته شدن دفتر حیات است و از سوئى روز گشوده شدن دفترى دیگر براى آنکس که سنت حسنه‏اى یا سیئه‏اى را در جهان پایه گذارى کرده است. و چگونه مردن و در چه راهى دفتر عمر را به پایان رساندن اهمیت بسیار دارد .
و سوم روز حشر و رستاخیز انسان است که اهمیت آن بخاطر دیدن نتیجه اعمال و درو کردن حاصل کشت و درو به دنبال حساب و کیفر است. روز فصل است و روز حسرت، روز احساس غبن است و احساس ندامت، تمناى بازگشت به دنیا براى جبران بسیار است و امکان آن محال .


مسأله مرگ فاطمه (س)

مى‏دانیم که مرگ دست رد به سینه احدى نمى‏زند و انسانها در هر سطح و درجه و شأنى که باشند روزى بدنیا آمده و روزى مى‏میرند. خطاب خدا به پیامبر این است انک میت و انهم میتون [34] اى پیامبر تو هم زاده مرگى و روزى خواهى مرد و طبیعى است که فاطمه (س) نیز روز ولادت و مرگى داشته باشد.
اما آنچه مهم است این است که برخى با مرگ خود براى همیشه مى‏میرند و عده‏اى محدود هم هستند که در سایه مردن خود حیات جدیدى را آغاز مى‏کنند و این امر بستگى دارد به چگونگى زندگى و در نهایت چگونگى مردن او و کار و برنامه‏اى را که در زندگى براى خود ایجاد کرده است.
فاطمه (س) از آن گروه افرادى است که با مرگ خود هرگز نمرده و نمى‏میرد و با شیوه زندگى قبل از وفاتش پایه‏هاى حیات جاودانه‏اى را براى حضور مداوم در عرصه حیات تاریخ خود فراهم آورده است.
او زنده است با راه و روش خود، با سنت‏هاى حسنه‏اى که ایجاد کرده، با مشى و قدم‏هاى استوار خود در زندگى و تلاقى و تلقى خویش از جهان و پدیده‏هایش .
بدین سان ذکر داستان مرگ فاطمه (س) براى گریستن و گریاندن نیست براى نقش اهمیت بارى است که در زندگى انسانها دارد و البته ذکر این تاریخ برانگیزاننده اشکها و عواطف است .

اهمیت مسأله مرگ او

همه چیز فاطمه (س) درس است، حتى مرگ و شیوه مردن او، او از مرگش بعنوان عاملى جهت رشد اسلام استفاده کرد و آن را حربه‏اى قرار داد تا دشمن نتواند عوامفریبى کند. و از این دید واقعاً باید گفت آن مردنى خوبست که چون مردن فاطمه (س) باشد.
او شهیده اسلام است، بانوئى است که در راه اثبات حق و دفاع از حق به شهادت رسید. این مسأله مهمى است که اگر مسأله دین و خدا نبود، و اگر مسأله دفاع از مقام ولایت و حقانیت على (ع) نبود او را با صدمه در به پهلو چه کار؟ او براى هدف اسلامى خود تلاش کرد و جان داد .
مرگ فاطمه (س) مسأله مهمى براى تاریخ حیات اسلام بحساب مى‏آید، وسیله افشاگرى عظیمى براى معرفى دشمن و آزمایش فوق‏العاده براى اتخاذ مواضع درباره حقایق بود. فوت او دشمن و دوست را نیکو معرفى کرد و اعتراض فاطمه (س) را نسبت به دیگران نشان داد .

عوامل مرگ جضرت زهرا(س)

او فردى بیمار و نحیف نبود که زود از دنیا برود، و سن زیادى هم نداشت که بگوئیم بر اثر پیرى و سکته و مسائل زیستى مربوط به آن از دنیا رفته باشد. پس از فوت رسول خدا (ص) شرایط و دشوارى‏هائى براى او پدید آمد که زمینه را براى مرگ پیشرس او فراهم ساختند. اهم آنها

شرایط روانى

وضع و شرایطى که از پس از مرگ پدر براى او فراهم آورده‏اند او را متأثر و مکدر ساخته بود. او پس از مرگ پدر مردم را دید که وصایاى رسول خدا (ص) را از یاد بردند، حق على (ع) را که حق اسلام بود غصب کردند توطئه‏ها و نفاق‏ها جان گرفتند و صدائى هم از مردم برنیامد.
با این روندى که در پیش بود فاطمه (س) احساس کرد که توطئه‏ها جان مى‏گیرند و در فاصله‏اى اندک زحمات رسول خدا (ص) را بر باد مى‏دهند، و چون شهداى را ناحق در مسیر فنا و اضمحلال است. در این گذشت بار مظلومیت شوهر هم بر این بار افزوده شده و فراق پدر هم که براى او دردى جانکاه بود. (انهامازالت بعد ابیهامصیبة الراس ناحلةالجسم، منهدة الرکن، باکیه العین، محترقة القلب....)
این نکته‏اورارنج مى‏داد که مى‏دید نه براى کمک به مستمندان بلکه تنها براى ورشکست کردن او و خاندانش و نیز براى پراکنده کردن مردم از دور و بر خاندانش فدک را از او گرفتند و حق او را پامال کردند واین‏همه‏کجروى‏وناروائى‏براى‏فاطمه(س)بسیارناگواربود.مخصوصاًکه‏دشمن‏بردرخانه‏اش‏آتش‏افروخت.

صدمه بدنى

بیمارى او شدید شد تا حدى که دیگر نتوانست درست برخیزد وبنشیند. خاطر ناشاد او هم احتمال درمان را کمتر کرد و اوقاتش به سختى و با دشوارى مى‏گذشت، اغلب اوقات با رنجورى ،گریه و پژمردگى.
و این مسأله‏اى است که بسیارى از بزرگان اهل سنت مى‏خواهند بر آن سرپوش نهند در حالیکه واقعیت خلاف آن است. صلاح الدین صفدى شافعى گوید: ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعة حتى القت المحسن من بطنها [35] عمر ضربه‏اى بر شکم فاطمه (س) وارد آورد در روز بیعت (روز سقیفه) تا محسن از شکم او سقط کرد. صاحب لسان المیزان به نقل از ابن حجر عسقلانى گوید ان عمر رفس فاطمه حتى اسقطت بمحسن [36] عمر بر فاطمه (س) فشار و لطمه‏اى وارد آورد تا محسن او سقط شد.
روایات شیعه هم در این زمینه بسیارند از جمله مجلسى بحث از ضربات قنفذ بر پیکر فاطمه (س) دارد که زمینه را براى رنجورى و بسترى شدن او فراهم کرد. [37] صاحب تلخیص الشافعى هم همین مسأله را دارد و از جنین 6 ماهه‏اش حرف مى‏زند که رسول خدا (ص) او را محسن نامیده بود [38] و حتى صاحب بحار گوید على (ع) آمد و پارچه‏اى بر سر همسر زجر کشیداش انداخت و...


آمادگى براى مرگ

شرایطى که براى او پدید آمده بود زمینه را براى مرگ او فراهم کرده بود و این مسأله‏اى بود که او انتظارش را مى‏کشید. اما اینکه فاطمه (س) براى تسریع در مرگ خود دعا کند و یا زودتر مردن خود را از خدا بخواهد به نظر بعید مى‏رسد. زیرا با مبانى اعتقادى، چندان سازگارى ندارد .
آرى در مواردى ممکن است زندگى به گونه‏اى باشد که دیگر ارزش زنده ماندن را نداشته باشد. امیرالمؤمنین (ع) خود در رابطه با ستمى که به ناحق درباره دخترکى یهودى واقع شده بود فرمود: اگر در این شرایط مردى از این فاجعه رغبت مرگ کند بر او ملامتى نیست. [39]
و یا حسین بن على (ع)، مؤمنان را در لقاى خداى خود محق مى‏داند و آن زمانى که مردم به حق عمل نکنند و از نسبت به معروف روى گردان باشند... «الا ترون الحق لا یعمل به و الى المعروف لا یتناهى عنه - لیرغب المؤمن فى لقاء ربه محقا فانى لا ارى الموت الاسعادة، و الحیاه مع الظالمین الا برما.[40]
تقاضاى فاطمه (س) از خدا براى تسریع مرگ و یا رغبت او به مردن اگر درست باشد از این نوع سخنان است البته فاطمه (س) از کسانى نیست که درباره نفس مرگ احساس کراهتى داشته باشد. او هم مرگ راچون پلى مى‏داند و بدن راچون جسدى براى انتقال از این سراى به سراى دیگر. ضمن اینکه رسول خدا (ص) هم در حین وفات او را مژده داد نخستین کسى است که به اوملحق مى‏شود. [41]
بدین سان فاطمه (س) درمانده اسیرى نیست که براى خلاصى خود تقاضاى مرگ کند و یا از زحمت زندگى به زجر افتاده، از همسرش نارضائى داشته و خواستار آن باشد. اگر هم در جائى تقاضاى مرگ دارد از همان نوع است .

اخبار مرگ خود


وصیت هاى على)

فاطمه (س) روى به على (ع) کرد و گفت وصیتهائى است که من مدتها آن را در دل نهفته داشتم - على (ع) فرمود اى دختر پیامبر خدا آنچه دوست دارى وصیت کن و آنگاه در بالاى سرش نشست، اطاق را از اغیار خالى کرد.
فاطمه (س) گفت اى پسر عم در دوران ازدواج هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتى و از آغاز زندگى مشترک و معاشرتم با تو جز طریق وفا و صفا نپیمودم. على (ع) فرمود: پناه بر خدا راست مى‏گوئى، به خدا سوگند تو داناترو نیکوتر و پرهیزکارتر از آن بودى (انت اعلم بالله و ابر و اتقى )تو گرامى‏تر از هر کس بود من نیز در مخالفت با توبیخ تو بیمناک بودم. فقدان و وجدائى تو بر من سنگین است چون چاره‏اى جز تسلیم ندارم آن را تحمل مى‏کنم به خدا قسم مصیبت رسول خدا (ص) بر من تجدید شد...
آنگاه ساعتى با هم گریستند واخذ راسها و ضمها على صدره على (ع) سر فاطمه (س) را بسینه‏اش چسبانید و فرمود فاطمه جان، هر وصیتى که دارى بکن و من در اجراى وصیت تو کوشایم و کار تو را بر خود مقدم مى‏دارم [43]فاطمه (س) را دعا کرد و وصیت نمود پس از او با امامه ازدواج کند که به فرزندان او مأنوس‏ترند.
وصیت کرد که نعش او را در تابوت خاص که طرح آن را داده بود قرار دهد - احدى از آنها که بر او ستم کرده‏اند در سر جنازه‏اش حاضر نشوند و بر او نمازنگذارند... آنگاه فرمود مرا شب غسل ده، شب کفن کن وشب دفن کن (غسلنى باللیل، فاکفنى فى اللیل وادفنى فى اللیل [44]...)
در سخنى آمده است که درباره فرزندان سفارش کرد: على جان فرزندانم یتیم مى‏ شوند - با آنها مدارا کن و از آنها دلجوئى فرما [45] و نمونه این گونه مباحث بسیار و از نظر محتوا با مختصر تفاوتى در کتب روائى موجود است .

وصیت نامه حضرت زهرا(س)

براساس پاره‏اى از اسناد وصیتنامه‏اى بصورت مکتوب از فاطمه (س) نقل شده که متن آن را از کتاب بحارالانوار مجلسى نقل مى‏کنیم:
هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله (ص) - اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیه لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور .
یا على انا فاطمه بنت محمد ص زوجنى الله منک لاکون لک فى الدنیا و الاخره - انت اولى لى من غیرى حنطنى و غسلنى و کفنى باللیل و لا تعلم احداً و استود عک اللّه و اقرء على و لدى السلام الى یوم القیامة[46].
ترجمه ساده آن این است: این وصیت فاطمه (س) دختر رسول الله است. و او شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد (ص) مى‏دهد و گواهى مى‏دهد که بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنى است در آن شک نیت و خداوند همه آنها را که روزى در قبر مى‏خوابند مبعوث مى‏گرداند .
اى على من فاطمه دختر پیامبرم، خداى مرا به همسرى تو در دنیا و آخرت مفتخر گردانیده - توبه من سزاوارتر از دیگرانى مرا شب غسل ده و کفن و دفن کن و احدى را بر آن مطلع مساز - با تو خداحافظى کرده، و به فرزندانم را تا روز قیامت سلام مى‏فرستم .

ساعت قبل از مرگ

قبل ازمرگ خود را نظافت و شستشو کرد. به اسماء گفت آبى بیاور که غسل کنم، کمکم کن که لباسم را عوض کنم غسل کرد و لباس تازه‏ترى پوشیده به سوى قبله خوابیده و پارچه‏اى بر روى خود کشید. به اسما گفت مدتى درنگ و آنگاه مرا صدا کن. اگر جواب ندادم بدان از دنیا رفته‏ام و برو على (ع) را خبر کن‏[47].
در وسط اطاق، او در بستر بود و در اندیشه فرزندان خردسال، تنهائى على، دور نماى آینده نسل و ذریه خود در شهادت و مسمومیت و سرگرم دعا که خدا و ندا: مرگ را براى من چنان کن که وقتى بر من وارد مى‏شود گوئى محبوب من است که از سفر برگشته و من دیده براهش داشته‏ام... خداوندا آنگاه که به خانه قبر درافتادم و تنها و بیچاره و محتاج رحمت تو شدم رحمت و عنایت خویش بر من فرست روشنائى در قبر و ثوابى که بر مؤمنین وعده فرموده‏اى بر من نازل گردان، روح مرا در کنار ارواح پاک و جان مرا همدم جانهاى صالح و جسد مرا در کنار اجساد مطهر و اعمال مرا در ردیف اعمال مقبوله قرار ده...
کلماتش را در حین مرگ چنین ضبط کرده‏اند: السلام علیک یا جبرائیل السلام علیک یا ملائکة ربى الیک ربى لا الى النار، الى رحمتک لا الى غضبک، رضاک رضاک...

فاصله‏ اش با وفات پیامبر(ص)

در فاصله زمانى مرگ او با رسول خدا (ص) این فاصله‏ها ذکر شده: 40 روز، 45 روز، 2 ماه، 6 روز، 72 روز، 75 روز نوشته‏اند و این فاصله اخیر مورد تأکید مورخان شیعه است مثل ابن شهر آشوب و کلینى در اصول کافى .
گروهى 83 روز، 90 روز، شهید اول در کتاب الدروس 100 روز، صحیح بخارى 6 ماه، و برخى هم 8 ماه نوشته‏اند در کل کمترین مدت 40 روز [48] و بیشترین مدت 8 ماه است. [49]
بهمین علت درباره تاریخ وفات او هم اختلاف نظر است برخى آن را سیزدهم جمادى الاولى، گروهى سوم جمادى الاخر نوشته‏اند، تاریخ‏هاى دیگر سوم ماه رمضان، بیستم جمادى الثانى، سیزدهم ربیع الاول و... نوشته‏اند که دو سند اول مهمتر است .
اما سنش در حین وفات بصورت مشهور 18 سال و 2 ماه نوشته‏اند در حالیکه کلینى و طبرى 29 سال، مجلسى و زبیر بن بکار 30 سال، برخى از علماى عامه 28 سال، یعقوبى 23 سال و... نوشته‏اند در کل هیچکس از 18 سال کمتر [50]و از 30 سال بیشتر ذکر نکرده است. [51]

غسل و کفن

اسماء بنت عمیس گوید فاطمه (س) سفارش کرده بود که چون در گذشت کسى جزمن و على (ع) او را غسل ندهد. در برخى از روایات آمده است که‏ام سلمه هم با او همکارى داشت. اسنادها گویند که حتى عایشه را اجازه نداد که کنار جنازه‏اش باشد. [52]
على (ع) به‏ام سلمه گفت آب بریزد و آب ریخت و على (ع) فاطمه (س) را غسل داد و او را در وسط اطاق رو به قبل قرار داده و کفنش کرد [53] و على (ع) فرماید بخدا قسم او را شستم و کفن کردم در حالیکه بدنش پاک و مطهر بود. او پاک بدنیا آمد و پاک از دنیا رفت .
او فرماید به هنگامى که خواستم سر کفن را ببندم فرزندان را صدا کردم که بیایند با مادر وداع کنند. زمان فراق رسیده و دیدار بعدى در بهشت خواهد بود. فرزندان بر جنازه مادر حاضر شدند و هر کدام سخنى و مرثیه‏اى گفتند:
- حسن آمد که‏اى مادر پیش از اینکه جان از تنم بیرون رود با من سخنگوى (کلمنى قبل ان تفارق روحى بدنى).
- حسین آمد که‏اى مادر پیش از آنکه قلبم ازکار بایستد با من حرف بزن (کلمنى قبل ان ینصدع قلبى فاموت).
- زینب آمد که یا رسول الله هنوز لباس عزاى تو بر تن داریم و...
- على (ع) فرمود اى دختر پیامبر چگونه خود را تسلى دهم .
- و هم او فرمود خداى را شاهد مى‏گیرم که دستهاى فاطمه (س) از کفن بیرون آمد بچه‏ هارا در بغل گرفت و بسینه چسبانید (الى اشهد الله - انهاقد حنت و انّت و مدّت یدیها و ضمتها الى صدرها بکیا).
- در این هنگام ندائى از آسمان برخاست که یا على (ع) فرزندان را از روى سینه مادر بردار، بخدا سوگند که فرشتگان آسمان را بگریه انداختند (و اذا بهاتف من السماء ینادى یا اباالحسن ارفعهما فلقد بکیا و الله ملائکة السماوات فقد اشتیاق الحبیب الى المحبوب) [54].

تدفن حضرت فاطمه(س)

مردم در کنار خانه فاطمه (س) منتظر جنازه بودند - ابوذر به آنان اعلام کرد که حرکت جنازه به تأخیر افتاد. مردم پراکنده شدند و ابوبکر خبر نیافت تا بر جنازه‏اش حاضر شود [55]. در تشیع او عمار، مقداد، عقیل، زبیر، سلمان، ابوذر، حذیفه و... بودند. [56] و فاطمه (س) را در تاریکى شب و در سکوت دفن کردند. [57]
در دفنش غوغائى برخاست، همه مى‏گریستند، على (ع) فرمود فاطمه جان راحت شدى، سلام ما را به پدرت برسان...، در حین دفن خواست، فاطمه (س) را داخل قبر کند، خطاب به رسول خدا (ص) السلام علیک یا رسول الله عنى و عن ابنتک النازلة بک و السریعة اللحاق الیک...سلام من و دخترت را که بر تو مهمان مى‏شود بپذیر که چه زود به تو ملحق شد... لقد استرجعت الودیعة و اخذت الرضینة، [58]... و دیعه‏اى که در نزد من داشتى برگردانده شد، و گروئى و امانت تو پس داده شد...
اما حزنى فسرمد، و اما لیلى فمستهد...اندوهم پایان ندارد، شبم هرگز صبح شدنى نیست... تا روزى که مرگم فرا رسد و در کنار تو قرار گیرم... على (ع) از دفن فارغ شد، برخاست که برود، اما احساس کرد توان قلبى آن را ندارد که‏اى واى من خود فاطمه (س) را بدست خویش به خاک سپردم؟ یکباره دچار اندوه شد و به کمک دو رکعت نماز خود را آرامش و سکون بخشید که قرآن فرمود: و استعینوا بالصبر و الصلوة و انهالکبیرة الا على الخاشعین [59].

فبر حضرت فاطمه(س)

اینکه قبر او در کجاست نظرات مختلفى در این زمینه وجود دارد، حق این است که فاطمه (س) خود خواسته بود که قبرش مخفى باشد تا سندى براى اعتراض او در عرصه جهان باقى بماند. اما مجلسى و صدوق قبر او را در خانه‏اش مى‏دانند و آن را صحیح‏ترین خبر مى‏شناسند: (ان الا صح انهامدفونة فى بیته)[60].
بسیارى ازاهل سنت باستناد این سخن پیامبر که فرمود بین قبر و منبرم باغى از باغهاى بهشت است ما بین بیتى و منبرى روضة من ریاض الجنة [61].
مى‏گویند قبر او در همان محل است. گروهى قبر او را در بقیع مى‏دانند و ابن جوزى آن را در کنار خانه عقیل... و حق این است که به هیچکدام از آنها نمى‏توان اعتماد کرد، آنچه که عرضه مى‏شود در حد یک استحسان عقلى است .

حضرت على (ع) بر سر مزار فاطمه(س)

وضع حال على ع) و زمزمه صاحبش در کنار مزار مشخص است از چه قبیل خواهد بود. زیرا تاریخ انس و صفاى را بمانند انس و صفاى على (ع) و فاطمه (س) نمى‏شناسد جز در رابطه با پیامبر و خدیجه. و طبیعى است که از دست دادن فاطمه (س) براى او گران است روزى از مشتى خاک برداشت و گریان شد، اندوهى شدید براو غالب آمد، روى به مرقد پیامبر کرد و چنین زمزمه نمود:
- جانم فداى جگر کوشه پیامبر که میراثش تباه شد، بعد از رحلت پیامبر حرمت او را در هم شکستند، او به خواسته خود نائل آمد، اما نزار و خسته، فقدان پدر توانش را کاست و اشک از دیدگانش جارى ساخت شبانه به خاک سپرده شد و هیچکس دیگر او را ندید...[62].
اى کاش این جان دردمند همراه با نفس‏هایم ازسینه برون مى‏رفت نفسى على زفراتها محبوسة - یا لیتها نخرجت مع الزفراتى) پس از تو چیزى براى زندگى نیست گریه‏ام براى این است که زندگیم پس از تو طولانى شد لا خیر بعدک فى الحیوة و انما - ابکى مخافة ان تطول حیاتى .
و فرمود اگر از سر کویت برمى خیزم بدان خاصر نیست که از ماندن در کنارت خسته و ملول شده‏ام و اگر میمانم بدان خاطر نیست که بوعده خدا به صابران بدگمانم...(فان انصرف فلا عن ملالة، فان اقم فلاعن سوء ظن بما و عدالله الصابرین) [63].
گویند على (ع) شبى بر سر قبر فاطمه (س) گریست. با اوسخن گفت و به خواب رفت. فاطمه (س) بخوابش آمد که على (ع)، در اینجا مى‏گریى و مى‏گریى، برخیز و بخانه رو، فرزندانم از خواب بیدار شدند وبهانه مادر مى‏گیرند... سلام بر پیکر نحیف تو اى فاطمه (س)، سلام بر بدن کبود وتازیانه خورده‏ات. سلام بر جنازه‏ات که رسواگر شکنجه خصم است و سلام بر قبر پنهانت که سند اعتراض است.

34- آیه 30 سوره زمر.
35- الوافى بالوفیات ج 5 ص 347.
36- لسان المیزان ج 1 ص 268.
37- بحار ج 43 ص 170.
38- تلخیص الشافعى ص 415.
39- نهج البلاغه .
40- بررسى تاریخ عاشورا.
41- ج 3 مناقب ص 362.
42- روضه الواعظین.
43- همان - و نیز ناسخ ج 4 ص 1609.
44- ص 59 - احتجاج.
45- ص 178 بحار ج 43.
46- بحار 43 ص 214.
47- کشف الغمه.
48- بحار 43 ص 191.
49- ص 749 الاستیعاب.
50- مناقب ابن شهر آشوب.
51- مجلسى در بحار.
52- ج 8 طبقات ص 18.
53- وفاة فاطمه الزهرا ص 77.
54- فاطمه الزهرا رحمانى ص 538.
55- صحیح بخارى ج 5 ص 177.
56- ص 151 روضة الواعظین ج 1.
57- مناقب ج 3 ص 363.
58- نهج البلاغه.
59- آیه 45 سوره بقره .
60- بحار ج 43 ص 188.
61- صحیح مسلم .
62- ص 188 الزهراء
63- ص 127 کشف الغمه.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

میلیاردرهای جهان در سال ۲۰۱۳

فوربس» امسال نیز به رسم همیشگی خود فهرست ثروتمندترین مردان جهان را منتشر کرد

دیگر وقتش رسیده بود که «فوربس» فهرست مشهور خود را منتشر کند: میلیاردرهای جهان‌. این دوهفته‌نامه در فهرستی که منتشر کرده، به معرفی میلیاردرهای سراسر جهان پرداخته است.

 این فهرست نکات جالب‌توجهی دارد: انتخاب «کارلوس اسلیم هلئو»، میلیاردر مکزیکی به عنوان ثروتمند‌ترین مرد جهان رای چهارمین سال متوالی، قرارگرفتن «لری پیج» -یکی از موسسان غول جست‌و‌جوی گوگل- و «جف بزوس» - موسس فروشگاه اینترنتی آمازون-در انتهای فهرست ۲۰ نفر اول، حضور یک آسیایی در رده‌های بالایی این فهرست و انتخاب دو فرانسوی از ویژگی‌های بارز آن است. در ۲۰ نفر اول ین فهرست تنها دو زن دیده می‌شوند: یک زن فرانسوی و «کریستی والتون» آمریکایی که در رده یازدهم جای گرفته است. با ۱۰ نفر میلیاردر نخست دنیا آشنا شوید.

کارلوس اسلیم هلئو

ثروت خالص: ۷۳ میلیارد دلار

 «کارلوس اسلیم هلئو» اهل مکزیک است و با مدیریت «تلکام» توانسته است برای چهارمین سال متوالی جایگاهش به عنوان ثروتمند‌ترین مرد جهان را حفظ کند. ثروت خالص او نسبت به سال ۲۰۱۲، بالغ بر ۴ میلیارد دلار افزایش داشته است. او امسال به همه فعالیت‌های تجاری خود فوتبال را نیز افزوده. او در مکزیک در تیم «لئون» و در لیگ اسپانیا نیز در «پاچوکا» و «رئال اویدو» سرمایه‌گذاری کرده است.

بیل گیتس

ثروت خالص: ۶۷ میلیارد دلار

 «بیل گیتس» آمریکایی ثروتش را از شرکت مشهور «مایکروسافت» به‌دست آورده است. میزان ثروت او در ماه مارس گذشته ۶ میلیارد دلار افزایش یافته است. «ویلیام هنری گیتس سوم» ‏ مشهور به بیل گیتس در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ میلادی در سیاتل، مرکز ایالت واشنگتن آمریکا به دنیا آمده است. نحوه تجارت «بیل گیتس» به دلیل اینکه قدرت رقابت را از رقیبان سلب کرده‌ همواره مورد انتقاد بوده است.

آمانچیو اورتگا

ثروت خالص: ۵۷ میلیارد دلار

 «آمانچیو اورتگا» ی اسپانیایی را باید برنده فهرست میلیاردرهای امسال دانست چرا که او توانسته است ثروت خود را تا ۱۹. ۵ میلیارد دلار افزایش دهد و اینگونه از «وارن بافت» پیشی بگیرد. اگرچه او در سال ۲۰۱۱ از مدیریت کمپانی تولید لباس Inditex کناره‌گیری کرد و دیگر ریاست آن را برعهده ندارد اما هنوز نزدیک به ۶۰ درصد از سهام این شرکت را در اختیار دارد؛ سهامی که ارزش آن بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.

وارن بافت

ثروت خالص: ۵۳/۵ میلیارد دلار

 «وارن بافت» آمریکایی است و ثروت خود را از کمپانی «برکشایر هاتاوی» کسب کرده است. اگرچه «بافت» را با افزودن ۹. ۵ میلیارد به ثروتش باید دومین برنده سال نامید، اما این برای نخستین بار از سال ۲۰۰۰ میلادی است که او در بین سه ثروتمند نخست سال قرار نگرفته است. در ماه فوریه، «بافت» با «ژورژ پائولو لمان» میلیاردر برزیلی قراردادی ۲۳. ۲ میلیارد دلاری برای تولید سس کچاپ امضا کرد.

لری الیسون

ثروت خالص: ۴۳ میلیارد دلار

پنجمین مرد ثروتمند دنیا نسبت به سال گذشته بالغ بر ۷ میلیارد دلار به ثروت خود افزوده است. او این میزان افزایش ثروت را مدیون جهش ۲۰ درصدی ارزش سهام کمپانی «اوراکل» است. شرکت «اوراکل» یکی از شرکت‌های عمده در زمینه نرم‌افزارهای پایگاه داده است. او در سال ۲۰۱۲ نیز در رده پنجم میلیاردرهای دنیا قرار داشت. «لری الیسون» جزیره «لانای»، ششمین جزیره بزرگ «هاوایی» به مساحت ۸۸ هزار جریب را خریداری کرده است.

چارلز کخ

ثروت خالص: ۳۴ میلیارد دلار

کخ و برادرش «دیوید» به همراه یکدیگر ۸۴ درصد از مالکیت «صنایع کخ» را که بزرگ‌ترین کمپانی خصوصی در آمریکاست به خود اختصاص داده‌اند. «فوربس» برآورد کرده است که این کمپانی ۱۱۵ میلیارد دلار ارزش داشته باشد. این در حالی است که همین دوهفته‌نامه سال گذشته ارزش آن را ۱۰۰ میلیارد دلار اعلام کرده بود. این کمپانی که در زمینه تصفیه و تولید مواد شیمیایی فعالیت می‌کند در بحبوحه سقوط قیمت گاز طبیعی در اوج شکوفایی قرار دارد.

دیوید کخ

ثروت خالص: ۳۴ میلیارد دلار

او نیز همچون برادر خود موفق شده است در سال گذشته میلادی ۹ میلیارد دلار به ثروت خود بیفزاید. برادران کخ تمام تلاش خود را برای حمایت از رقیب باراک اوباما و سرنگونی او به کار گرفتند اما نتیجه چیزی جز شکست حزب متبوع آن‌ها نبود. وقتی نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا اعلام شد فوربس برای مطلبی که به بررسی حمایت‌های برادران کخ از «می‌ت رامنی» می‌پرداخت تی‌تر زد: «به تلخی ناامید‌کننده!»

لی کا ـ شینگ

ثروت خالص: ۳۱ میلیارد دلار

آقای «لی کا ـ شینگ» که اهل کشور هنگ‌کنگ است به عنوان تنها آسیایی ۲۰ نفر اول میلیونرهای سال ۲۰۱۳ در رده هشتم ایستاده است. او سال گذشته توانسته است با افزایش ۵. ۵ میلیارد دلاری ثروتش، رقم ۳۱ میلیارد دلار را به عنوان ثروت خالصش ثبت کند و بالا‌تر از افرادی همچون «جف بزوس» و «لری پیج» قرار بگیرد که به ترتیب با ۲۵. ۲ و ۲۳ میلیارد دلار در رده نوزدهم و بیستم این فهرست قرار گرفته‌اند.

لیلیان بتانکور و خانواده

ثروت خالص: ۳۰ میلیارد دلار

 «لیلیان بتانکور» یکی از دو فرانسوی حاضر در این فهرست است. او این ثروت هنگفت را از کمپانی مشهور L» Oreal به دست آورده است. «لیلیان بتانکور» ۹۰ ساله که به بیماری زوال عقل مبتلاست به عنوان ثروتمند‌ترین زن جهان نیز شناخته می‌شود. «فرانسواز بتانکور ـ مه‌یرز» به عنوان حافظ ثروت او شناخته می‌شود. همچنین پسر «فرانسواز» و نوه‌اش، «ژان‌ ـ ویکتور مه‌یرز» مدیریت L» Oreal را در دست دارد

برنار آرنو

ثروت خالص: ۲۹ میلیارد دلار

 «برنار آرنو» دومین فرانسوی فهرست ۲۰ نفره «فوربس» است که بلافاصله بعد از هم‌وطن خود قرار گرفته است. او یکی از تاثیرگذار‌ترین مردانی است که در زمینه مد دنیا فعالیت می‌کنند. «آرنو» ثروت خود را نیز از راه صنعت مد و گرداندن کمپانی LVMH به‌دست آورده است. او مدیریت چندین کمپانی مد همچون «لوئی ویتون» و «بولگاری» را نیز در دست دارد. «آرنو» تاکنون دو بار ازدواج کرده و پنج فرزند دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

بررسی تعطیلات رسمی در سال ۱۳۹۲

روزهای اسفند مثل برق و باد می‌گذرند و کم کم باید به جای سال ۹۱ سال ۹۲ را به ذهن بسپاریم. عید نوروز در راه است و بسیاری از مردم برای تعطیلات نوروزی برنامه ریزی کردند و برخی دیگر برای استراحتی دلچسب به دلشان صابون می‌زنند.

بررسی تعطیلات رسمی در سال ۱۳۹۲ نشان می‌دهد، سال آینده با افزایش تعطیلات مواجه نیستیم، اما فرصت بین التعطیلی به اندازه کافی مهیاست. بررسی تقویم سال ۹۲ نشان می‌دهد که کشور در سال آینده ۲۲ روز (بدون احتساب روزهای جمعه) تعطیل است. از طرف دیگر ۵۲ روز جمعه در ۳۶۵ روز سال وجود دارد که در مجموع با احتساب روزهای جمعه می‌توان گفت سال آینده از ۳۶۵ روز سال ، ۷۷ روز تعطیل هستیم.

همچنین بررسی تعطیلات سال گذشته نشان می‌دهد، تعداد تعطیلات در سال ۹۲ نسبت سال ۹۱ افزایش و یا کاهش خاصی نداشته است.

همچنین از مجموع ۲۲ روز تعطیل، ۹ تعطیلی در یکی از روزهای یک شنبه، شنبه، چهارشنبه و پنجشنبه قرار دارند که در اصطلاح فرصتی برای بین التعطیلین محسوب می‌شود.

تعطیلات

تعطیلات رسمی کشور به غیر از ۵۲ روز تعطیلات روزهای جمعه را در بخش زیر بخوانید:

 پنجشنبه ۱ فروردین تعطیلات عید نوروز

شنبه ۳ فروردین تعطیلات عید نوروز

یک شنبه ۴ فروردین تعطیلات عید نوروز

دوشنبه ۱۲ فروردین روز جمهوری اسلامی

سه شنبه ۱۳ فروردین روز طبیعت

یک شنبه ۲۵ فروردین شهادت حضرت زهرا (س)

سه شنبه ۱۴ خرداد رحلت امام خمینی (ره)

چهارشنبه ۱۵ خرداد قیام خونین ۱۵ خرداد

دوشنبه ۳ تیر میلاد حضرت قائم و نیمه شعبان

سه شنبه ۸ مرداد شهادت امام علی ( ع)

شنبه ۱۹ مرداد به مناسبت عید فطر

دوشنبه ۱۱ شهریور شهادت امام صادق (ع)

چهارشنبه ۲۴ مهر عید سعید قربان

پنجشنبه ۲ آبان عید سعید غدیر خم

چهارشنبه ۲۲ آبان تاسوعای حسینی

پنجشنبه۲۳ آبان عاشورای حسینی

دوشنبه ۲ دی اربعین حسینی

سه شنبه ۱۰ دی رحلت حضرت رسول اکرم (ص)

پنجشنبه ۱۲ دی شهادت حضرت امام رضا (ع)

یکشنبه ۲۹ دی میلاد حضرت رسول اکرم (ص)

سه شنبه ۲۲ بهمن پیروزی انقلاب اسلامی ایران

پنجشنبه ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

زندگی نامه آیت الله علامه حسن حسن زاده آملی

شیخ عارف، کامل مکمّل، واصل به مقام منیع قرب فریضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفیع اجتهاد در علوم عقلیه و نقلیه، صاحب علم و عمل، و طود عظیم تحقیق و تفکیر، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقیه صمدانی عالم به ریاضیات عالیه از هیئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غریبه و متحقق به حقائق الهیه و اسرار سبحانیه، مفسِّر تفسیر انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شیّقه الی الکمال، آیه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارند

 

هلامه حسن زاده آملی   

زندگی نامه علامه حسن زاده آملی

در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ایرای لاریجان آمل متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل یقین، تربیت و از پستان پاک مادری عفیفه صدیقه طاهره و پاک از ارجاس حین الولادهکه پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شیر نوشیدند و پرورش یافتند.

در حالی که شش ساله بودند، به مکتبخانه خدمت یک معلم روحانی شرفیاب شدند و پیش او خواندن و نوشتن یاد گرفتند و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندند، تا اینکه در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفتند.

پس از آن وارد دوره ابتدایی شدند. تاریخ ورود حضرت استاد (حفظه الله تعالی) به مدرسه روحانی (حوزه علمیه) مهرماه سال 1323 هجری شمسی مطابق با شوال المکرم سال 1363 هجری قمری بود.

تحصیلات کتب ابتدائیه را که در میان طلّاب علوم دینیّه معمول و متداول است از نصاب الصبیان و رساله عملیه فارسی آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی (چون ایشان مرجع علی الاطلاق در آن زمان بودند) و کلیات سعدی، گلستان سعدی و جامع المقدمات و شرح الفیه سیوطی و حاشیه ملا عبدالله بر تهذیب منطق و شرح جامی بر کافیه نحو و شمسیه در منطق و شرح نظام در صرف، مطوّل در معانی و بیان و بدیع و معالم در اصول، تبصره در فقه و قوانین در اصول تا مبحث عام و خاص را در آمل که همواره از قدیم الدهر واجد رجال علم بوده، از محضر مبارک روحانیین آن شهر آیات عظام و حجج اسلام: محمد آقا غروی و آقا عزیزالله طبرسی و آقا شیخ احمد اعتمادی و آقا عبدالله اشراقی و آقا ابوالقاسم رجائی و غیرهم که همگی از این نشأه رخت بربسته اند و به ریاض قدس در جوار رحمت ربّ العالمین آرمیده اند، فرا گرفتند و نیز از حضرت آیه الله عزیزالله طبرسی تعلیم خط می گرفتند تا اینکه خود حضرتش در آمل چند کتاب مقدماتی را تدریس می کردند.


مهاجرت به تهران

پس از آن در شهریور 1329 هجری شمسی به تهران آمدند و چند سالی در مدرسه مبارک حاج ابوالفتح (رحمه الله علیه) به سر بردند و باقی کتب شرح لمعه از عام و خاص قوانین تا آخر جلدین آنرا در محضر شریف مرحوم آیه الله آقا سید احمد لواسانی (رضوان الله تعالی علیه) درس خواندند.

و بعد از آن چندین سال در مدرسه مبارک مروی به سر بردند. و به ارشاد جناب آیه الله حاج شیخ محمد تقی آملی (قدس سره) به محضر مبارک علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (اعلی الله مقامه) رسیدند و آن بزرگوار چون پدری مهربان، سالیانی دراز در کنف عنایتش، همّ خویش را به تربیت و تعلیم ایشان مصروف داشت – به مدت 13 سال – و از فنونی چند دری بروی ایشان گشود.

از منقول تمام مکاسب و رسائل شیخ انصاری (قدس سره) و جلدین کفایه آخوند خراسانی (قدس سره) و پس از آن کتاب طهارت و کتابهای صلوه و خمس و زکات و حج و ارث جواهر را به صورت درس فقه خارج استدلالی محققانه، تا اینکه مطمئن شد و باور نمود که بر استنباط فروع از اصول تواناست. آنگاه حضرتش را به تصدیق مُنّه استنباط و قوه اجتهاد مشرف ساخت.

از معقول اکثر شرح خواجه طوسی (قدس سره) بر اشارات ابن سینا (قدس سره) و اکثر اسفار ملاصدرا (قدس سره) و کتاب نفس و حیوان و نبات و تشریح شفای شیخ الرئیس که از کتاب نفس تا آخر طبیعیات شفاء است. از تفسیر تمام دوره تفسیر مجمع البیان طبرسی از بدو تا ختم آن.


مهاجرت از دارالعلم تهران به شهر مقدّس قم

در دوشنبه 25 جمادی الاول/ سال 1383 هجری قمری برابر با 22 مهر 1342 هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته اند.

بعد از ورود به قم، تدریس معارف حقّه الهی و تعلیم فنون ریاضی را شروع کردند.


علوم

از کتب قرائت و تجوید

شرح شاطبیه به نام «شراج المبتدی و تذکار المقری المنتهی» که شرح علامه شیخ علی بن قاصح عذری بر قصیده لامیه منظومه علامه شیخ قاسم بن فیره رعینی شاطبی در علم قرائات است. این قصیده 1375 بیت دارد که قافیه همه ابیات فقط «لام» است. مطلع این ابیات:

بَدَأتَ ببسم الله فی النّظم اوّلا

تبارک رحمانا رحیما و موئلاً

و مختوم این ابیات:

و تبدی علی اصحابها نفحاتها

بغیر تناهِ زربنا و قرنفلا

می باشد. شرح شاطبیه (در علم قرائات و معرفت قاریان) از کتابهای درسی بود که در مراکز علمی خوانده می شد و استاد علامه شعرانی (قدس سره) آنرا پیش پدرش خوانده بود.


از کتب ریاضی و نجوم

رساله فارسی ملاعلی قوشچی در علم هیئت شرح قاضی زاده رومی بر «الملخّص الهیه» از مؤلفات محمّد بن محمود خوارزمی چغمینی معروف به «شرح چغمینی». استدراک بر تشریح الافلاک شیخ بهایی تألیف علامه شعرانی کتاب «الاصول» مشهور به اصول اقلیدس صوری به تحریر خواجه طوسی که حاوی پانزده مقاله در حساب و هندسه است که همه مسائلش به براهین ریاضی مبرهن است.

اُکَرمالاناوس به تحریر خواجه طوسی

اُکَر ثاوذوسیوس در مثلثات و اشکال کروی به تحریرخواجه طوسی

شرح علامه خفری بر «تذکره فی الهیه» محقق طوسی در علم هیئت که شرحی استدلالی است بر مسائل هیئت. بعد از تعلّم شرح خفری بر تذکره به زیج بهادری که اتمّ و ادقّ و اجدّ زیجات است، پرداختند.

تعلیم کتاب کبیرمجسطی تألیف بطلیموس قلوذی به تحریر طوسی در علم هیئت است و شریفترین مصنف در این علم است و نیز مقصد اسنی و مطلب اعلی و نهایه النهایات در درس هیئت استدلالی می باشد، همانگونه که شرح خفری یاد شده و اُکَر ثاوذسیوس و اُکَر مالاناوؤس و کتاب «الکره المتحرکه» تألیف اوطوقوس به تحریر خواجه طوسی و رساله قسطابن لوقا در عمل به کره ذات الکرسی و نظایر این کتاب از متوسطات و اصول اقلیدس و کتابهای پایین تر از آن در حساب و هندسه و هیئت از بدایات در این رشته طبق مراتب درجاتی که نزد اهل هیئت معمول است می باشند.

استخراج تقویم نجومی که چهار سال تعلیم آن در محضر علامه شعرانی طول کشید حضرت استاد علامه حسن زاده (مدّ ظله العالی) به غوص در مسایل آن تا آنجا متبحر شدند که بر استخراج آن متمهّر گشتند و آنرا به طور کامل شرح کردند که هنوز چاپ نگشته است. از این زیج نه سال استخراج تقویم کردند که چاپ و منتشر شد.

در عمل به آلات رصدی

اسطرلاب و ربع مجیّب به نحو کمال و معرفت آلاتی که در کتابهای یاد شده مذکور است.


از کتب طبّ

قانونچه محمد بن محمود چغمینی شرح الاسباب نفیس بن عوض بن حکیم طبیب تشریح کلیات قانون شیخ الرئیس

در علم درایه و رجال

دوره کامل رساله استاد علامه شعرانی که تاکنون چاپ نگشته است و دوره کامل «جامع الرواه اردبیلی» علیه الرحمه

در حدیث و روایت

جامع وافی فیض کاشانی (رضوان الله تعالی علیه)

پس از خواندن جامع وافی به انخراط در سلک روات دین و انسلاک درسلسله حمله احادیث صادره از اهل بیت عصمت و وحی مشرف گشته است که دستخط شریف علامه شعرانی در کتاب «درآسمان معرفت» حضرت مولی آمده است.

اساتید

در محضر علامه رفیعی قزوینی

در آن سنوات استاد آیه الله حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی (قدس سره) از قزوین به تهران تشریف فرما شدند و اقامت فرمودند که به هدایت جناب استاد شعرانی به حضور شریفش تشرّف یافتند و چند سالی (5 سال) در محضر مبارکش نیز به تحصیل علوم عقلی و نقلی و عرفانی از اسفار صدر اعظم فلاسفه و شرح علامه محمد بن حمزه مشهور به ابن فناری بر مصباح الانس صدر الدین قونوی و خارج فقه (طهارت و صلوه و اجاره از روی متن عروه الوثقی فقیه آقا سید محمد کاظم یزدی) و خارج اصول (از متن کفایه الاصول آخوند خراسانی) مشتغل بودند و به «فاضل آملی» از زبان مبارک ایشان وصف می شدند.


در محضر درس آیه الله حکیم الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه)

تمام حکمت منظومه متأله سبزواری و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه بر اشارات شیخ رئیس را تلمذ نمودند. و نیز در مجلس تفسیر قرآن آن جناب خوشه چین بودند که همه درسها بیش از ده سال در بیت شریف حکیم متأله الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه) بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شد.

و نیز مدتی مدید در تهران در درس خارج فروع فقهیه و اصول علامه جناب آیه الله آشیخ محمد تقی آملی شرکت فرمودند.

و همچنین از اعاظمی که در تهران به ادراک محضرشان بهره مند بودند، جناب حکیم الهی و عارف صمدانی استاد محمد حسین فاضل تونی (رحمه الله تعالی علیه) است که قسمتی از طبیعیات شفا و شرح علامه قیصری بر فصوص شیخ اکبر محی الدین عربی را نزد ایشان تلمذ نمودند.

و قسمتی از طبیعیات شفا را در محضر مبارک جناب آیه الله حاج میرزا احمد آشتیانی (قدس سره) خوانده اند. و یکی از آن بزرگواران شیخ جلیل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقلیه و نقلیه حاج شیخ علی محمد جولستانی (رحمه الله تعالی علیه) بود که در فراگیری لئالی منتظمه در منطق تصنیف متأله سبزواری پیش ایشان شاگردی نمودند.

 

تدریس

برخی از دروسی که حضرت استاد (حفظه الله تعالی) تدریس فرمودند، [۱] به شرح ذیل می باشد:

  • تدریس چهار دوره اشارات با شرح خواجه که در هر دوره ای با تصحیح دقیق و تعلیقات وشرحی محققانه همراه بوده است.(صفحه 253)

  • تدریس مصباح الانس به مدت هشت سال در حوزه علمیه قم برای چندین نفر از عزیزان به خصوص جناب عارف واصل حضرت حجه الاسلام سمندری نجف آبادی و جناب عارف واصل حضرت آقای دکتر امامی نجف آبادی و دوره دوم تدریس آن نیز در تاریخ 24/7/1370 برابر هفتم ربیع الثانی 1412 قمری آغاز شد که تا صفحه 49 این کتاب به طبع انتشارات فجر در طی 184 جلسه ادامه یافت و در تاریخ 26/11/71 با کسالت حضرت مولی تعطیل شد. (صفحه 255)

  • تدریس شرح فصوص الحکم قیصری چهار دوره که برای شاگردان املاء می فرمود و آنان مینوشتند. (صفحه 255)

  • تدریس یک دوره کامل شفا شیخ رئیس که در ضمن تدریس از روی چندین نسخه تصحیح شده و تعلیقات و حواشی نمودند. (صفحه 254)

  • تدریس چهار دوره تمهید القواعد در حوزه علمیه قم که هر دوره اش حدود چهار سال به طول انجامید. (صفحه 254)

  • تدریس « اُکَر مانالاؤس » که مدت سه سال در حوزه علمیه قم بطول انجامید. (صفحه 256)

  • تدریس دو کتاب « اُکَر ثاوذوسیوس و مساکن » به تحریر خوجه طوسی. (صفحه 257)

  • تدریس اصول اقلیدس. (صفحه 257)

  • تدریس دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی. (صفحه 263)

و ...


تدریس همراه تحصیل

در مدت اقامت حضرتش در تهران در طی سیزده سال یا بیشتر همراه با اشتغال به تحصیل علوم از آن محاضر عالیه طبق روش معهود و سیره جاریه بین علمای روحانی به تعلیم و تدریس در مدارس (حوزه علمیه) روحانی نیز اشتغال داشتند و کتابهای ذیل را تدریس فرمودند:

  • معالم الاصول

  • مطوّل تفتازانی, « حضرت مولی شش دوره به تدریس مطوّل توفیق داشت » و معانی مطوّل از اول تا آخر و قسمت زیادی از بیان بدیع آنرا تحشیه فرمودند که بسیار گرانقدر و شریف است.

  • کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد در علم کلام که اینک با تصحیح و تعلیقات حضرتش به طبع رسید.

  • قوانین در اصول

  • شرح محقق طوسی بر اشارات شیخ رئیس در حکمت مشائیّه

  • شرح لمعه در فقه

  • ارث جواهر در فقه

  • لئالی منتظمه

  • جوهر نضید

  • حاشیه ملاعبدالله

  • شرح شمسیه

این چهار کتاب اخیر در علم منطق است.

  • هیئت فارسی در قوشچی

  • شرح چغمینی

  • تشریح الافلاک شیخ بهایی

  • اصول اقلیدس

  • زیج بهادری

این پنج کتاب در ریاضیات:

  • هیئت

  • حساب

  • هندسه

است و همچنین موفق به یادگیری زبان فرانسه گردیدند.


ادراک محضر علامه طباطبائی (رحمه الله علیه)

حضرت استاد علامه، یگانه عصر به مدت 17 سال از محضر قدسی علامه طباطبائی (ره) بهره بردند. در خدمت ایشان کتابهای زیر را خواندند:

  • کتاب «تمهید القواعد» صائن الدین علی بن ترکه، که شرحی است شریف بر « قواعد التوحید » ابن حامد ترکه و تدرّس آن شب جمعه 12 شعبان المعظم سنه 1383 هجری قمری به اتمام رسید.

  • کتاب برهان منطق شفاء شیخ رئیس. تاریخ شروع آن شعبان المعظم 1386 هجری قمری مطابق با آذر ماه 1347 هجری شمسی بوده است. جلد نهم اسفار صدرالمتألهین به چاپ جدید که از اول باب هشتم کتاب نفس تا آخر آن می باشد و درس آن در روز یکشنبه 23 شعبان المعظم مطابق با پنجم آذر ماه 1346 هجری شمسی بطور کامل پایان پذیرفت.

  • کتاب توحید بحار مجلسی. تاریخ شروع آن: شب پنجشنبه 14 شوال المکرم 1394 هجری قمری بوده است.

  • جلد سوم بحار که در مورد معاد و مطالب دیگر آن است و آنرا به تمامی خواندند.


  علامه حسن زاده

 

حضرتش سوگند یاد کرده و می فرمایند: « به جانم سوگند مهم‌ترین چیزی که در محضر شریف او جوهر عاقل را مبتهج می کرد، اصول علمیّه و امهّات عقلیه ای بود که القاء می فرمود و هر یک از آنها دری بود که درهای دیگری از آن گشوده می شد. به خداوند سوگند از محضر روحانی او علم و عمل فیضان می کرد؛ حتی سکوتش نطقی بود که هیمانی ملکوتی را حکایت می کرد. »


در محضر علامه محمد حسن الهی طباطبائی (ره)

از جمله کسانی که در عتبه علیای او اعتکاف داشتند، زبده علمای عامل و عمده عرفای شامخ، عروج کرده به مطالع یقین، حکیم متفقه، فقیه متأله، استاد علامه مکاشف و بحر معارف مولای حضرتش حاج سید محمد حسن الهی طباطبائی تبریزی – برادر علامه استاد حاج سید محمد حسین طباطبائی تبریزی – بود که در فنون علوم غریبه اوفاق، جفر، رمل علم حروف، علم عدد و زُبُر و بیّنات و دیگر شعب ارثماطیقی از محضرشان بهره مند گردیدند.


در محضر حاج سید مهدی قاضی تبریزی (ره)

حضرت آقا به مدت چهار سال یا بیشتر جهت تعلم علوم ارثماطیقی در محضر گرانقدر عالم وفیّ زکیّ تقیّ، صاحب خط ممتاز، دوحه شجره قرآن و عرفان و برهان، فرزند صاحب کمالات و خوارق عادات، عالم کامل، مکمّل مکاشف، حضرت آیه الله العظمی حاج سید علی قاضی تبریزی مصداق « اَلوَلَدُ سِرُّ اَبیه» اعنی الحجه سید مهدی قاضی مشرف بوده اند. به فرمایش حضرت آقا: «ایشان در تعلیم من بذل جهد فرمود و او را بر من حقی است عظیم.»

به خداوند سوگند قلم و زبان به ادای شکر محشار نیکی هایی که این مشایخ عظام در حقّ ما نموده اند وافی نیست؛ اگر چه عله العلل و مفیض علی الاطلاق، الله ربّ العالمین است

و الحمد لله ربّ العالمین.

تالیفات

کتب و رساله‌های بسیاری از وی موجود است. از آن میان، می‌توان به این عناوین اشاره کرد:

  • معرفت نفس

    نهج الولایه

    رساله انسان در عرف عرفان

    ریاضیایت و هیات

    رساله نور علی نور ،ذکر و ذاکر و مذکور

    دیوان اشعار

    گشتی در حرکت

    انه الحق

    نهج الولایه

    انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه

    الهی نامه متن الهی نامه

    وحدت از دیدگاه عارف و حکیم و ...

         

توصیه‏ هایى از علامه حسن ‏زاده آملى

 
دهان روح و تن

انسان دو دهان دارد: یکى گوش که دهان روح او است و دیگر دهان که دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترم‏اند. انسان باید خیلى مواظب آن‏ها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهن ها را خیلى مراقب باشد. آن‏هایى‏ که هرزه خوراک مى ‏شوند، هرزه کار مى ‏گردند. کسانى که هرزه شنو مى‏ شوند، هرزه گو مى‏ گردند.

وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و کثیف مى‏ شود. یعنى قلم او هرزه و نوشته ‏هایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بى‏نیاز نیست و آب‏ها گوناگون‏اند. هر آبى که پاک است، آن نبات هم پاک و میوه‏اش شیرین خواهد بود; و هر آبى که پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.*

خود عمل، حاکى است که از چه آبى روییده شده است.


وقت اندک و کار بسیار 

بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏بکارى و غرس کنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و کسب و کار است; و وقت هم خیلى کم است. وقت‏خیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏» ; یعنى شتران تشنه را مى‏ بینید که وقتى چشم شان به نهر آب افتاد چگونه مى‏ کوشند و مى‏ شتابند و از یکدیگر سبقت مى‏گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنج‏ هاى رحمان‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقت‏خیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن.

وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست‏ بسازیم.

 

   از جمله چیزهایی که از محضر قدسی او استفاده کردند، تحقیق در مورد شعب علم، بحث از واجب تعالی و صفات او، تفسیر آیات قرآنی و تنقیب در عقاید حقّه جعفری بوده است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کارآفرین برتر ایرانی(2): محمود خلیلی بنیانگذار برند بوتان (بنیان گذار صنعت گاز مایع در ایران )

بوتان

مهندس محمود خلیلی بنیان گذار صنعت گاز مایع در ایران و بنیان گذار شرکت بوتان در سال 1284 شمسی در تهران متولد شد. وی پس از فراغت از تحصیل از مدرسه دارالمعلمین با درجه ممتاز به مدت دو سال در همان مدرسه به تدریس فیزیک و ریاضیات پرداخت.



مهندس خلیلی پس ازکار معلمی با ایجاد کارگاه تعمیر ماشین آلات در خیابان چراغ گاز تهران وارد عرصه صنعت شد. وی در سال 1317 به ریاست اداره برق تهران منصوب شد و در همین دوران اولین کارخانه برق دولتی را ایجاد و راه اندازی کرد. مهندس خلیلی در سال 1329 در سفری به استان خوزستان متوجه شد که یکی از فرآورده های پرارزش نفت، یعنی گاز مایع، بدون استفاده سوزانده می شود.

ملی شدن صنعت نفت در سال 1330 فرصت مناسبی پدید آورد که وی به آرزوی چند ساله خود جامه عمل بپوشاند. مهندس خلیلی در سال 1330 به اتفاق فرزندش مهندس محسن خلیلی که به تازگی از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده بود به آمریکا و اروپا سفر کرد و با تحولات صنعت گاز مایع آشنا شد و مقدمات تأسیس شرکت بوتان را فراهم آورد. مهندس محمود خلیلی در روز دوازدهم تیرماه 1353 در سن 68 سالگی به سرای جاودانی شتافت.

محمود خلیلی یکی از کارآفرینان بود که پس از تجربه کار در دولت به بخش خصوصی آمد و شرکت حفاری را برای رساندن آب به مزارع و روستاها تاسیس و در آن سرمایه گذاری کرد.

خلیلی در سال 1324 اطلاع پیدا می کند که شرکت نفت ایران و انگلیس در نظر دارد برای مصارف سیمان خودش در یکی از نقاط تحت الحمایه خلیج فارس با سرمایه ساکنان آن کارخانه سیمان تاسیس کند. وی نامه ای به قوام السلطنه، نخست وزیر وقت می نویسد و یادآور می شود: «... تاسیس کارخانه سیمان در خوزستان از هر جهت به نفع صاحبان سرمایه و کارگران ایرانی است و لازمه انصاف و عدالت نیز این است که اگر قرار است شرکت نفت لوازمی از انگلستان یا هندوستان تهیه کند و تهیه آن در داخل مقدور باشد، به موسسه های ایرانی مراجعه کند...». این اتفاق نیفتاد و خلیلی همچنان دنبال یک کار نو بود. انتشار خبر بسیار مهم ملی شدن صنعت نفت در سال 1330 ایرانیان را در غرق جشن و شادی کرد و خلیلی نیز به این فکر افتاد که گاز را به خانه ها بیاورد.

 او در همین سال به اتفاق فرزندش «محسن خلیلی» که به تازگی از دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته مهندسی الکترومکانیک فارغ التحصیل شده بود، به انگلستان رفتند تا درباره صنعت گاز مطالعه کرده و تجربه بیندوزند. مهندس مهدی بازرگان در کتاب «شصت سال خدمت و مقاومت» در این باره می نویسد: «یادم می آید خلیلی چقدر با مسوولان شرکت ملی نفت در زمان کنسرسیوم کلنجار رفت تا گردنشان بگذارد گازهایی را که هدر داده و می سوزانند، تصفیه کرده و بوتان و پروپان آن را در تانکرهای تحت فشار به ایشان بفروشند و گاز نفت در ایران توزیع شود.

 سپس برای اینکه مصرف گاز آشپزخانه ها به صورت صنعت ملی درآید، به موازات ساختن انبار و تهیه وسایل و کامیون های توزیع گاز، اقدام به ایجاد کارخانه کپسول سازی و تولید اجاق فر و غیره کرد ... اجاق و فرهایی که آشپزخانه های تهران و شهرستان ها را تسخیر کرد و عامل ایجاد 6-5 شرکت تولید و توزیع گاز شد...» محمود و محسن خلیلی پس از بازگشت از سفر در 18/5/1332 شرکت بوتان با مسوولیت محدود را در اداره ثبت شرکت ها به ثبت رساندند.

 محمود خلیلی، اسفندیار یگانگی و محسن خلیلی موسسان این شرکت بودند. در 4/7/1332 خلیلی نامه ای به شرکت ملی نفت ایران نوشت و تقاضای دریافت اطلاعات از طرز تحویل گاز به شرکت بوتان و بهای هر تن گاز شد. اولین محموله گاز مایع به صورت آزمایشی در 6/7/1332 دریافت و در 11/7/1332 بنا به درخواست محمود خلیلی، تحویل محسن خلیلی شد.

در همان سال ها محلی برای شرکت در خیابان سعدی اجاره و نمایشگاهی در کنار آن دایر شد و کار رونق پیدا کرد. مدیران شرکت در 23/10/1333 نامه ای به آبتین، رییس اداره کل گمرک نوشته و خواستار کاهش تعرفه گمرکی لوازم گازسوز شدند. در سال دوم تاسیس شرکت بوتان، مردم به ویژه خانم ها با دیدن فرها و اجاق های گازسوز در خانه های دوستان و خویشان و آگاه شدن از مزیت های گاز برای خرید به بوتان مراجعه می کردند. خلیلی در 26/5/1338 طی نامه ای به شرکت ملی نفت ایران 4خواسته از این شرکت را یادآور شده که انجام تبلیغات برای مصرف سوخت و آشنایی شهروندان یکی از آنها بود.در سال 1332 فقط یک تن گاز در ایران مصرف می شد که این رقم در سال 1382 به 462هزار تن رسیده است.
خلیلی
چند سال بعد بود که محسن خلیلی پیشنهاد وسایل ساخت و وسایل گازسوز را به پدرش داد. محسن خلیلی باور داشت که ساخت وسایل گازسوز باید هرچه زودتر در کشور آغاز شود. نخستین محصول این شرکت آبگرمکن ایستاده 40گالنی با کنترل ترموستاتیک بود. در یک کارگاه کوچک که برای این کار در نظر گرفته شده بود و به مررو ساخت اجاق های رومیزی و پلوپزهای یک تا 4شعله شروع شد و چندی بعد با همکاری مهندس محسن غفاری و استفاده از تکنیک های تازه لعاب کاری، تولیدات افزایش یافت.

 در سال 1343 شرکت صنعتی بوتان سهامی خاص تاسیس شد. شرکت بوتان به سرعت رشد و توسعه پیدا می کرد، پس باید راه های مناسب تری می یافتند تا به صنعتی که شتاب پیدا می کرد، کمک شود. شرکت بوتان در سال 1332 تا 1335 چون جاده ارتباطی آبادان به تهران بسیار بد بود، ناچار از طریق سرهم کردن وسایل باقی مانده از جنگ جهانی و تانک وارداتی از کشور آلمان موفق به ساخت نخستین تریلر به ظرفیت 12تن شد. عباس چمران که در دانشکده فنی با محسن خلیلی دوست بود، در نصب تانک بر روی واگن و ایجاد ایستگاه تخلیه و بارگیری در خرمشهر و تپه سفید توفیق حاصل کردند.

در سال 1343، شرکت صنعتی بوتان به صورت شرکت مستقل از شرکت بوتان تاسیس شد. این شرکت پس از استقلال در سال 1347 ظرفیت تولید سیلندر را به 100 عدد در روز رساند. در سال 1354 تولید مخزن دوکیلویی معروف به پیک نیک با ظرفیت روزانه 200عدد از خط تولید سیلندر جدا شد و تولید هر دو محصول رشد پیدا کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کارآفرین برتر ایرانی(1): احد عظیم زاده، موفق ترین تاجر فرش در دنیا


احد عظیم زاده : موفق ترین تاجر فرش در دنیا هستم

«احد عظیم زاده هستم، موفق ترین «بیزینس من» فرش دستباف در دنیا». در این نقل قول تردید نتوان کرد. او چنان با قاطعیت از کار و تجارت خودش دفاع می کند که ناخودآگاه مخاطب را به این واقعیت می رساند که فرش عظیم زاده در عرصه تجارت یک استثناء است.

اگر نخستین سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت کنونی اش قیاس کنیم، شگفت زده خواهیم شد. کسی که در هفت سالگی و از همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اکنون با اتکا به خلاقیت و کار طاقت فرسای خودش، یکی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار که برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تکان می دهد.آن هم در هنگامه ای که بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال بر کاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است.
  

    متن گفت وگو با احد عظیم زاده را بخوانید.

آقای عظیم زاده! چند سالی است که بحران فرش دستباف ایران را به گردن مدیریت غیرعلمی در داخل و فرصت طلبی رقبا در خارج می اندازند. واقعا از نظر جنابعالی چرا تولید و صادرات فرش دستباف ایرانی با آن قدمت و اصالت و ابهت به این حال و روز افتاده که قدرت رقابت با تولیدات باسمه ای پاکستان را هم از دست داده است؟
  
پیش از انقلاب 68درصد بازار های جهانی فرش در اختیار ایران بود. در حال حاضر سهم کشورمان از این بازار 22درصد است.
  
به نظر من تولید فرش دستباف نه تنها افت نکرده، بلکه به لحاظ کمیت و کیفیت رشد هم داشته است. اما چرا برخی کشور ها با سابقه صدسال تولید فرش دستباف، گوی رقابت را از ایران که سابقه ای 3هزار ساله دارد، ربوده اند؟ این روند چند دلیل دارد که یکی از آن دلایل، فرصت طلبی رقبای خارجی است. از این نکته غافل نباشیم که فرش تولیدی رقبای ما هنوز در بازار های جهانی امتحان پس نداده است. همه می دانند که فرش دستباف ایرانی اعتبار جهانی دارد. در موزه های مشهور دنیا، هر قطعه فرش ایرانی از 5 تا 30میلیون دلار قیمت دارد. بنابراین از برلیان، مرغوب تر و گران تر است. اما آیا بازاریابی های ما که عمدتا از سوی کارشناسان دولتی صورت می گیرد، حرفه ای و جامع است؟ من می گویم نه. چون کارشناسان دولتی، تجربه این کار را ندارند. چیز هایی در دانشگاه خوانده اند که بعضا با واقعیت ها تناسب ندارد. نه اطلاعات کامل در زمینه فرش ایران دارند و نه بازار ها را به خوبی می شناسند. در نتیجه برخی اوقات فقط پیشنهاد های غلط می دهند و به این صنعت ملی آسیب هم می رسانند. بافندگان فرش با خون جگر تولید می کنند اما چون پای عرضه می لنگد نه آنها منتفع می شوند نه صادرکنندگان.
  
حدود 2میلیون و 400هزار نفر بافنده فرش داریم که یکی یکی دارند میدان را خالی می کنند و احتمالا برای کاریابی یا باید به سوی میادین پارس جنوبی بروند یا در حالت دیگر، به اعتیاد پناه ببرند. آیا این بازی با اقتصاد کشور نیست.
  
اما دولت مدعی است که از این صنعت حمایت می کند. مراکز مختلفی هم به همین منظور تاسیس شده حتی اخیرا طرح تبلیغات ماهواره ای فرش از طریق کانال های پربیننده خارجی مطرح گردیده و ظاهرا اعتبار کلانی هم به آن اختصاص داده شده است.

   
دولت چگونه حمایت می کند؟ تلویزیون ملی کشور که باید رسانه اصلی تبلیغات صنعت ملی فرش باشد، چه کار کرده است؟
معاون سابق سازمان توسعه تجارت، دو سال پیش رسما اعلام کرد که این سازمان 50درصد تبلیغات برون مرزی فرش ایران را از طریق شبکه «جام جم» تقبل می کند. شرکت فرش عظیم زاده در سال 1384، بیش از یک میلیارد و دویست میلیون تومان (بله تومان، نه ریال!) به تبلیغ داخلی فرش دستباف اختصاص داد. این کاری بود که خودم برحسب ضرورت برای شناخت این صنعت انجام دادم و انتظار یارانه هم از دولت نداشتم. اما از سوی دیگر، طبق صورتحساب صدا و سیما، در همان سال 780میلیون تومان تبلیغات برون مرزی داشته ام که علی الظاهر نصف آن را باید سازمان توسعه تجارت تقبل می کرد. اما از شما چه پنهان که بعد از هشت ماه دوندگی و گرفتاری های بوروکراسی اداری، قرار شد این سازمان فقط پرداخت 10درصد مبلغ کل صورتحساب «جام جم» را تقبل کند. یعنی 180میلیون تومان! خلاصه از این رقم هم 30میلیون تومان قرار است به صورت علی الحساب پرداخت شود و مابقی به بودجه سال آینده واگذار شده است که البته هنوز هیچ چیز معلوم نیست. آیا این است حمایت های دولتی؟ من تا کی می توانم از جیبم هزینه های هنگفت تبلیغات فرش ایرانی را بپردازم؟ حتی اگر دولت 50درصد هزینه تبلیغات را هم بپردازد باز بودجه تبلیغات داخلی و خارجی شرکت فرش عظیم زاده، بیش از یک میلیارد و 600میلیون تومان در سال 84 بوده است که فکر نمی کنم خود دولت هم این مقدار برای تبلیغ فرش ایرانی هزینه کرده باشد.
  
آیا این فرصت به شما داده شده که مستقیما درباره مسائل کار خود با مدیران ارشد وزارتخانه ارتباط برقرار کنید. شاید آنها واقعا از این ماجرا خبر ندارند.
خیر. تا به حال حتی یک جلسه رسمی در این خصوص برگزار نشده. الان چهار ماه است که تقاضای ملاقات با وزیر بازرگانی کرده ام اما هنوز موفق به دیدار ایشان نشده ام. من یک بازرگان موفق هستم و باید در وزارتخانه بازرگانی به رویم باز باشد، اما این طور نیست.
  
برگردیم به این نکته مهم که می گویند رقبا طرح های فرش ایرانی را سرقت کرده اند و با کپی از روی آنها، محصولات خود را به نام ایران صادر می کنند. آیا واقعا چنین است؟
بله، باید از مدت ها پیش، برای فرش ایرانی شناسنامه صادر می شد. ما در شرکت فرش عظیم زاده این کار را کرده ایم و فرش را با شناسنامه اش که حکم پاسپورت را دارد، صادر می کنیم. دکتر میرکاظمی، وزیر محترم بازرگانی از این ایده ما استقبال کرد و آن را ستود. با این وصف، دیگر نمی شود در بازار جهانی تقلب کرد.

در زمینه برگزاری نمایشگاه ها چه نظری دارید. آیا ساختار دولتی نمایشگاه در ایران، مقتضیات جهانی را دارد؟
شرکت سهامی فرش ایران که برگزار کننده اصلی نمایشگاه های تخصصی فرش در کشورمان است با این مقوله بیگانه است. نمایشگاهی که پارسال در تهران برگزار شد واقعا جای تاسف داشت و مایه آبروریزی بود، اگر این شرکت نمی تواند مجری نمایشگاهی خوبی باشد بهتر است از خیر آن بگذرد. متری 20هزار تومان سود می برند که چی؟ این حمایت از صادرکننده نیست. ظلم آشکار به او است. خدمات فاقد کیفیت به صادرکنندگان و مهمانان خارجی هم حکایتی دیگر دارد که مثل روز روشن است. سالن ها گرم است، کولر کار نمی کند، آسفالت و چمن محوطه های نمایشگاه درب و داغان است و… چرا در نمایشگاه های خارج از کشور همه چیز مرتب و منظم است و بهترین خدمات را به مهمانان و بازدیدکنندگان می دهند؟ به هرحال آنها می دانند که با برپا کردن چند غرفه، نمایشگاه برگزار نمی شود.
  
یک سوال دیگر، باتوجه به تجربه دیدار شما از نمایشگاه های خارجی و تعامل نزدیک با بازارهای جهانی بیشترین استقبال خریداران از کدام نوع فرش دستباف ایرانی صورت می گیرد؟
فرش تبریز. نه اینکه فکر کنید چون خودم تبریزی هستم، این ادعا رادارم. واقعیت همین است. فرش تبریز از نظر طراحی و رنگ آمیزی بسیار متنوع و خلاقانه است. فرش نائینی سال ها است که فقط پنج ، شش رنگ دارد. فرش اصفهان هم قبل از انقلاب، وضعیت بهتری داشت اما حالا افت کرده چون تنوع ندارد. جاهای دیگر هم، همین طور، متاسفانه تنوع تولید از بین رفته است.
  
گران ترین فرشی که تا به حال به مشتریان خارجی فروخته اید چقدر ارزش داشته؟
درست یادم نیست. من فرش یک میلیون تومانی فروخته ام. 200میلیون تومانی هم فروخته ام...
  
چندتا فروشگاه در ایران و خارج دارید؟
در تهران 2 فروشگاه بزرگ فرش دارم.
در توکیو هم انبار فرش دارم، در همین فروشگاه (جام جم) مرغوب ترین فرش ها و تابلوهای دستباف ایران را می توانید ببینید.
  
در بازارهای داخلی اوضاع چگونه است، فرش های نفیس چگونه قیمت گذاری می شوند، آیا معیار حرفه ای وجود دارد؟
در فروشگاه من همه فرش ها کدگذاری شده اند و قیمت های کارشناسی شده و مشخص دارند. طبق خرید، با سود منصفانه قیمت گذاری کرده ایم. تخفیف هم می دهیم، هم به مشتریان خارجی، هم به خریداران داخلی، یک مساله این است که قیمت فرش دستباف در بازار داخلی فقط تابع اراده فروشنده است. خارجی ها بارها به من گفته اند مثلا در فلان بازار، چون دیدند خارجی هستیم، قیمت ها را بالا بردند. درحالی که نباید این طور باشد. دلال ها، کمیسیون می گیرند و قیمت ها را بالا می برند.
  
شما خودتان این همه فرش های نفیس را از کجا خریداری می کنید؟
از جاهای مختلف. عمدتا از بازار تبریز. هر وقت به بازار تبریز می روم مثل این است که زلزله آمده باشد. سه، چهارمیلیارد تومان فرش می خرم و آن بازار را تکان می دهم.
  
چند تاجر فرش در ایران این قدر قدرت خرید دارند؟
خودم هم کارخانه دارم که 700کارگر و بافنده در آنجا کار می کنند. سال گذشته می خواستم با این صنعت خداحافظی کنم اما بعد به این نتیجه رسیدم که فقط «پول» کافی نیست. انسان آن است که مثل درخت سایه داشته باشد.
  
از خودتان بگویید و اینکه چه شد که تاجر فرش شدید آن هم به قول خودتان، موفق ترین تاجر فرش در دنیا.
زادگاه من روستای اسفنجان است در 20کیلومتری تبریز. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و همین مصیبت باعث شد که از پشت میز کلاس اول، یکراست بروم پشت دار قالی. هفت سال فرش بافتم. با فقر و رنج زیاد زندگی کردم و خرج و مخارج خانواده ام را تامین کردم. شب ها درس می خواندم و روزها کار می کردم. از چهارده سالگی به بعد، شدم فروشنده سیار فرش. از فروش هر فرش دستباف یک تومان دستم می آمد تا بعدها که انقلاب شد و رفتم سربازی. از خدمت نظام که برگشتم، چند سفر خارجه رفتم و توانستم مشتریانی قابل اطمینان دست وپا کنم و این آغاز فعالیت تجاری من بود. تا بعد که یک کارخانه در اسفنجان و یکی هم در تبریز راه اندازی کردم.
  
سرمایه را از کجا آوردید؟
خودم 20هزار تومان سرمایه داشتم. 20هزار تومان هم از یکی از بستگانم قرض کردم، 60هزار تومان هم وام بانکی گرفتم. خلاصه، ریسک کردم. من آدمی ریسک باز هستم، ریسک تجارت می کنم. به پیشنهاد یک مشتری خارجی برای اولین بار در ایران شروع کردم به تولید فرش گرد دستباف تا اینکه پایم به کشورهای اروپایی باز شد و شدم تاجر فرش. اگر آمار دقیق صادرات را اعلام کنند و پیمان فروش ها و دلال ها، خودشان را به عنوان صادرکننده، جا نزنند، آن وقت معلوم می شود که صادرکننده نمونه کشوری در زمینه فرش دستباف چه کسی است.
  
در سال 84 حدود 400میلیون دلار فرش به خارج صادر شده، سهم شرکت فرش عظیم زاده از این میزان صادرات چه قدر بوده است؟
5میلیون و 840هزاردلار.آمار صادرات صادرکننده نمونه کشوری در سال 1384، بیش از 8میلیون دلار بوده که یک رقم غیرواقعی است چون همین صادرکننده در سال 82، 2میلیون دلار فرش صادر کرده بود. آیا جای تعجب ندارد که با وجود بحران صادرات فرش در سال 84، یک صادرکننده 8میلیون دلار صادرات داشته است. این رشد 400درصدی چگونه بررسی شده؟ آیا جز این بوده که از طریق پیمان فروشی، به این رقم نائل شده اند؟
  
ضمن اینکه من ارزیابی های گمرک را دقیق نمی دانم بنابراین این آماری که اعلام می شود جای سوال دارد و صادرات واقعی را نشان نمی دهد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

سال 1392 ، سالی با اتفاقات غیرمنتظره

تحویل سال چه ساعتی است؟سال مار پر از اتفاقات غیر منتظره

  لحظه تحویل سال 1392 هجری شمسی به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران:ساعت 14 و 31 دقیقه و 56 ثانیه روز چهارشنبه 30 اسفند است .

البته اگر بخواهید به میلادی هم بدانید مطابق است با 20 مارس 2013 میلادی ،سال 1392 سال مار است.

سال نو
سال مار یعنی سالی که سیاره مشتری پا به برج سرطان می گذارد . سال های 1284، 1296، 1308، 1320، 1332، 1344، 1356، 1368، 1380، 1392 و … سال های حیوان مار هستند که در آن ها اتفاقات غیر منتظره ای رخ داده که برخی از آن ها در اینجا آورده شده اند :
1308 : فوت احمدشاه قاجار , درگیریهای شدید در بیت المقدس.و نخستین برخوردها بین اعراب ویهودیان
1320 : حمله ی متفقین (شوروی وانگلیس) به ایران , ورود آمریکا به جنگ دوم جهانی باحمله ژاپن به پرل هاربر
1332 : کودتای 28 مرداد , حادثه ی دانشگاه تهران درآستانه ی ورود نیکسون رئیس جمهورآمریکا به ایران , بقدرت رسیدن جمال عبدالناصر درمصر
1344 : تیراندازی به شاه درکاخ مرمر , درگیریهای هند وپاکستان برسرکشمیر , شروع انقلاب فرهنگی درچین
1356 : درگذشت سید مصطفی خمینی و دکتر علی شریعتی
1368: رحلت امام خمینی , تخریب دیواربرلین
1380 : تخریب برجهای دوقلو درنیویورک , (حرکت سیاره ی پلوتو در برج قوس..برج مقابل طالع ایالات متحده) , حمله ی آمریکا به افغانستان , سیل وبارندگی درشمال و قطع سراسری برق درکشور , برخورد هواپیمای جاسوسی آمریکا باجنگنده ی چینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

درباره‌ی شخصیت مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عزیزالله خوشوقت

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌ خامنه‌ای گفتاری از حجت‌الاسلام‌والمسلمین کاظم صدیقی، استاد اخلاق و امام جمعه‌ی موقت تهران درباره‌ی شخصیت مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عزیزالله خوشوقت منتشر کرد.

آیت الله خوشوقت


متن کامل این گفتار به شرح زیر است:

حضرت آیت‌الله خوشوقت علاوه بر داشتن ذاتی پاک و قماشی نورانی که به دیدن بزرگانی مثل علامه‌ی طباطبایی هم مفتخر شده بود، خودش هم اهل عمل بود. ایشان قبل از انقلاب، هم در اصول و هم در حکمت و عرفان و اقتصاد و جامعه‌شناسی و روانشناسی سرآمد بود. مدتی در قم بودند و بعد در مقطعی به تهران آمدند. در عین حال، بیشتر اهل خلوت و تفکر و سکوت بودند.

مرجع بودند، اما خود را مطرح نمی‌کردند

بعد از انقلاب هم همچنان که مشرب امام، مشرب عرفان بود و به‌ خاطر انقلاب وارد مسائل انقلاب شدند، ایشان نیز به فراخور احتیاجی که انقلاب به ایشان داشت، وارد مسائل انقلاب شدند و به فرمان امام خمینی رحمةالله به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمدند. بعدها با اقبال بیشتر جامعه به سوی ایشان، جلسات بانشاط و شیوایی برای تشنگان معرفت الهی ترتیب دادند.

مقام علمی و معنوی مرحوم آقای خوشوقت برای همه‌ی فضلایی که سوابق ایشان را در قم می‌دانستند، روشن بود. ایشان از شاگردان خوب حضرت امام رحمةالله بودند و در درس مرحوم آقای آیت‌الله‌العظمی بروجردی شرکت کرده بودند. حتی امکان مرجعیت برای ایشان فراهم بود و می‌توانستند رساله بدهند؛ کما‌این‌که برخی از خواص و افرادی که ایشان را می‌شناختند، از ایشان تقلید می‌کردند و فتوا می‌گرفتند، با این‌که رساله هم نداشتند. در عین حال، ایشان تمایلی به مطرح‌شدن نداشتند.

پس از انقلاب، ایشان به غیر از عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، به کار تربیت جوانان و پاسخگویی به شبهات اعتقادی و سیاسی آنان می‌پرداختند. خود این کار، بسیار بزرگ بود. ایشان بدون هیچ تکلّفی در اختیار انقلاب بودند و برای انقلاب، نظام و ولایت مایه می‌گذاشتند.

آیت الله خوشوقت
طبیبی بودند در جستجوی مداوای بیماران

آن‌قدر این مرد بزرگ متواضع بود که با آن مقام علمی و معنوی، هیچ حد و حریمی برای خودش قرار نداده بود. بلکه به خانه‌های اشخاص می‌رفت و در مجالس شهرهای کوچک حضور می‌یافت. هر کسی هم از دور و نزدیک می‌خواست ایشان را ببیند، هیچ مشکلی نداشت. یک تواضع و سعه‌ی صدری داشتند که همه‌کس می‌توانست مسائل خودش را با ایشان مطرح بکند. از این جهت من نظیر و شبیهی برای مرحوم آیت‌الله خوشوقت سراغ ندارم.

در گوشه و کنار تهران، مجالسی بود که از ایشان دعوت می‌شد و ایشان بدون هیچ‌گونه تکلفی این مجالس را قبول می‌کردند و می‌رفتند. بسیاری از علما که جزو چهره‌های نورانی بودند، مرکزی داشتند که همه می‌رفتند آن‌جا و اغلب خیلی اهل رفت‌و‌آمد نبودند و یک کانونی داشتند که همه می‌آمدند آن‌جا و استفاده می‌کردند. حضرت آقای خوشوقت اما گاهی برای اداره‌ی جلساتی به ورامین می‌رفتند، گاهی به محلات تشریف می‌بردند. یک عالِم برجسته از تهران مثلاً برود به ورامین تا عده‌ای جوان از ایشان استفاده کنند.

ایشان اسوه بود و کارهایی که می‌کردند، همچون کار پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بود که «طَبیب‌ دَوّارٌ بِطِبّه»۱ این جمله را حضرت امیر علیه‌السلام درباره‌ی پیامبر خدا ‌گفتند که ایشان طبیبی بود که در مطبّش نمی‌نشست، بلکه بیماران را در منازل‌ خود آنها معاینه می‌کرد و دنبال بیمارها می‌گشت.

یکی دیگر از ابعاد وجودی ایشان این بود که مشاور امینی بود برای جوانان و غیر جوانان. هر کسی در هر بُعدی تحیّری داشت، بر سر دوراهی بود و تکلیف خودش را نمی‌دانست، به آیت‌الله خوشوقت مراجعه می‌کرد و با مشورت با ایشان مشکل حل می‌شد.

از دیگر ویژگی‌های برجسته‌ی ایشان، دوام حضور ایشان بود. با این‌که خیلی هم اهل رفت‌و‌آمد بودند و دورش همیشه شلوغ بود و مراجعه‌کننده‌ی زیادی داشتند، اما مصداق آیه‌ی کریمه‌ی «رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ»۲ بود. هیچ نوع مراوده و رفت‌و‌آمد و صحبتی مانع حضور و اتصال ایشان به مبدأ غیب نبود. همیشه حالت حضور داشتند. برنامه‌های ذکری خودشان را همیشه داشتند. برنامه‌هایی که اهل سیر و سلوک دارند، اذکار محاسبه‌شده‌ای را که به طور مستمر جزو برنامه‌هایشان است، ایشان هیچ‌گاه از یاد نمی‌برد. برنامه‌ی ختم صلوات یکی از برنامه‌های ایشان بود که هم سفره‌ی رحمت الهی بود و هم بهانه‌ای بود که اشخاص آن‌جا جمع بشوند و ایشان برای آنها نورافشانی و روشنگری و رفع ابهام کنند.

ماجرای تکریم آیت‌الله خوشوقت توسط رهبر انقلاب

سابقه‌ی آشنایی رهبر انقلاب با حضرت آیت‌الله خوشوقت و علاقه‌ی رهبری به ایشان، به مدرسه‌ی حجتیه‌ی قم بازمی‌گردد. بعد از انقلاب هم مشورت‌هایی با ایشان داشتند. تکریم عجیبی حضرت آقا از ایشان داشتند. یک بار یادم هست که آیت‌الله خوشوقت برای حضور در یکی از مجالس، خدمت حضرت آقا رفته بودند و از در حیاط وارد شده بودند و کفش‌ها را هم همان‌جا گذاشته بودند. بعد از پایان مجلس، همه حرکت کردند برای صرف شام. حضرت آقا و آیت‌الله خوشوقت کنار یکدیگر بودند. حضرت آقا وقتی متوجه شدند که کفش‌های ایشان در آن‌جا نیست، کفش‌های خودشان را برداشتند و مقابل پاهای آیت‌الله خوشوقت جفت کردند. آیت‌الله خوشوقت هرچه اصرار کردند، آقا قبول نکردند. آیت‌الله خوشوقت هم کفش‌های آقا را پوشیدند و بعد، اطرافیان برای حضرت آقا کفش آوردند. حضرت آقا علاقه‌ی فوق‌العاده‌ای به ایشان داشتند. فراتر از علاقه، بلکه اعتقاد بود.

رهبر معظم انقلاب آیت‌الله خوشوقت را جزو کسانی معرفی می‌کردند که جلوی طوفان‌ها را می‌گیرند و نمی‌گذارند دل‌ها را باد ببرد. ایشان فرمودند که طوفان‌ها زیاد است و مقاومت‌کردن در برابر این طوفان‌ها مشکل است. به یک جایی وصل بشوید که این بادها شما را با خودش نبرد. سؤال کردیم مثلاً به چه کسی؟ فرمودند به آیت‌الله خوشوقت.

آیت‌الله خوشوقت همچون دریا بود. ان‌شاءالله خداوند ما را با ایشان که از دستمان رفته است، محشور کند. خداوند ایشان را در بهار رحمتش مُستغرق، و با اولیاء‌الله محشور کند.

پی‌نوشت‌ها:

۱. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۰۸

۲. قرآن کریم، سوره‌ی مبارکه نور، آیه‌ی ۳۷
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

پرتوی از سیره و سیمای صادق امامان

کنیه حضرت ابوعبدالله و القابش: صابر، فاضل، طاهر و صادق است. و «صادق‏» مشهورترین القاب آن حضرت است. پیامبر اکرم(ص) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است:

وقتی که فرزندم جعفر متولد شد نام او را صادق بگذارید زیرا فرزند پنجمش جعفر است و ادعای امامت می‏کند و او در نزد خداوند جعفر کذاب است.

ابن بابویه و قطب راوندی روایت کرده‏اند: از حضرت امام زین العابدین پرسیدند که امام بعد از شما کیست؟

«فرمود»: محمد باقر که شکافنده علوم است.

«پرسیدند»: بعد از او امام که خواهد بود؟

فرمود: جعغر که نام او نزد اهل آسمانها صادق است.

 

ولادت

آن حضرت در روز شنبه، هفدهم ربیع الاول سال‏83هجری قمری همزمان با سالروز تولد حضرت رسول‏اکرم(ص) به دنیا آمد. روزی که شریف و عظیم بود و صالحین از آل محمد (ص) حرمت این روز را نگاه می‏داشتند. پدر آن حضرت امام باقر(ع) و مادرش «ام فروه‏» دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است و عده‏ای گفته‏اند که نام او فاطمه بود.

امام صادق (ع) درحق مادرش می‏فرمود: «کانت امی ممن آمنت واتقت و احسنت والله یحب المحسنین‏» مادرم از بانوانی بود که ایمان آورد، تقوی و پرهیزکاری اختیار کرد، احسان و نیکوکاری نمود و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

مالک بن انس، فقیه اهل سنت در باره اخلاق صادق آل محمد(ص) گفته است:

«مارایت افضل من جعفربن محمد فضلا و علما و ورعا و زهدا و عباده...»

در فضائل اخلاقی و علم و ورع و زهد و عبادت و بندگی پروردگار، بالاتر از امام صادق(ع) ندیدم، او سه حالت را در ایام زندگیش مراعات می‏کرد; یا روزه بود، یا در حال عبادت بود و یا ذکر می‏گفت و نام خدا را بر زبان جاری می‏کرد.

روایت‏شده که: حضرت در نمازش قرآن می‏خواند و از حال می‏رفت.

روزی از او سؤال شد چرا اینگونه می‏شوید؟ فرمود: آنقدر آیات قرآن را تکرار می کنم تا به حالتی روحانی می‏رسم مثل اینکه آن را از خداوند بلا واسطه می‏شنوم.

در عفو و بخشش آن حضرت از کتاب «مشکاه الانوار» نقل شده است که:

روزی مردی خدمت‏حضرت رسید و عرض کرد پسر عمویت نسبت‏به شما اهانت و بدگویی کرد. حضرت کنیز خود را فرمود که آب وضو برایش حاضرکند پس وضو گرفت و داخل نماز شد، راوی گفت: من در دلم گفتم که آن حضرت نفرین خواهد کرد بر او، پس حضرت دو رکعت نماز خواند و فرمود: ای پروردگار: این حق من بود، به او بخشیدم وتو جود و کرامتت از من بیشتراست پس ببخش او را به کردارش نگیر و او را به عملش جزا مده پس دقت کردم و دیدم که آن حضرت پیوسته برای او دعا کرد.

سیمای امام صادق(ع)

درباره سیمای آن حضرت گفته‏اند: میانه بالا، افروخته رو و سفید، کشیده بینی و مشکین‏موی بود و بر گونه‏اش خال سیاهی داشت و به روایت امام رضا(ع) نقش نگینش «الله ولی عصمتی من خلقه‏» و به روایتی دیگر «الله خالق کل شی‏ء» و به روایت معتبر دیگر: «انت ثقتی فاعصمنی من الناس‏» بود.

سیره امام صادق(علیه السلام)

1.آراستگی ظاهر


در لباس پـوشیدن هم ظاهر را حفظ مى کرد و هـم توانایى مالى را و مـى فـرمو د:

“ بهتـریـن لباس در هر زمان، لباس معمـول مردم همان زمان است.”

هم لباس نـو مى پـوشید و هم لباس وصله دار. هـم لباس گران قیمت مى پـوشید و هـم لباس کـم بها و مى فرمـود: “اگر کهنه نباشد، نو هـم نیست.”

لباس کـم بها و زبر را زیر ولباس نرم و گران قیمت را روى آن مى پـوشید وچون “ سفیان ثورى “ زاهد به وى اعتـراض کـرد که” پـدرت علـى (علیه السلام) لبـاسـى چنیـن و گــــرانبها نمـى پـوشید “ فرمـود :

“ زمان علـى(علیه السلام) زمان فقر و ندارى بـود واکنـون همه چیزفراوان است. پـوشیدن آ ن لباس درایـن زمان لباس شهرت است و حرام خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و چـون به بنده اش نعمتـى مـى دهـد، دوست دارد بنده اش آن را آشکار کنـد.”

سپـس آستیـن را بالا زد و لباس زیر را که زبر و خشـن بـود ، نشان داد و فرمـود:

“ لباس زبر و خشـن را براى خدا پـوشیده ام و لباس روئیـن را که نـو و گـرانبها است بـراى شما.”

هنگـام احـرام و انجام فریضه حج برد سبز مـى پـوشید و به گاه نماز پیراهـن زبر و خشـن و پشمین.

به وضع ظاهر خود بسیار اهمیت مى داد. ظاهرش همیشه مرتب و لباسـش اندازه بود.

لباس سفیـد را بسیار دوست داشت و چـون به دیـدن دیگران مى رفت آن را برتـن مى کرد.

 

2.غذا خوردن

به هنگام غذا خـوردن چهار زانـو مـى نشست و گاهـى هـم بر دست چپ تکیه مى کرد و غذا مى خورد. رعایت بهداشت را بـویژه به هنگام غذا خوردن بسیار مهم مى شمرد.

همواره هـم پیـش از غذا خوردن دستانـش را مى شست وهم بعد از غذا، با ایـن تفاوت که پیش از غذا بعد از شستـن ، با چیزى چـون حوله خشک نمى کرد ولى پـس از غذا آنها را مى شست و خشک مى کرد. اگرهنگام غذا خـوردن دستانـش تمیز بود آنها را نمى شست.

بعد از غذا خـوردن خلال مـى کرد. همیشه غذا را با گفتـن “ بسم الله “ شروع مى کرد و با جمله” الحمدالله “ به پایان مـى برد. نیز غذا را با نمک آغاز وبـا سـرکه تمـام مـى کـرد. همـواره به انـدازه غذا مـى خورد و از پرخـورى پرهیز مـى کـرد.

 

3. عبادت

امام صادق(علیه السلام) از اعاظم عباد واکابر زهاد بـود.از سه حال خارج نبـود: یا روزه داشت، یا نمازمى خـوانـد ویا ذکر مـى گفت.

قرآن را بسیار بزرگ مى داشت و آن را در چهارده بخش قرائت مى فرمود. وقتى مى خواست قرآن تلاوت کند، قرآن را که به دست راست خویش مى گرفت ، دعایى مى خواند که به عهد بودن قرآن وتعهدات انسان در قبال این قرار داد، اشاره دارد. 


4. کار و تلاش و دستگیرى از مستمندان

امام جعفر صادق(ع)

امام صـادق(علیه السلام) در زنـدگـى بـرنامه اى منظم داشت و هـرکارى را به موقع انجام مى داد; چنانکه خـود فرمود: “ بى حیا بى ایمان است وبى برنامه بى چیز “

مجلـس درس و بحث و مناظره ها و مذاکرات علمى بـا شـاگـردان، یـاران و سـران مذاهب دیگـر وقت معینــى داشت و پرداختـن به امور زندگى و کار در مزرعه و باغ نیز وقت خاص خودش را.

امام صـادق(علیه السلام) نه تنها پیـروان و یارانـش را به کـارهاى درست و تجارت صحیح تشویق مى کرد بلکه خـود نیزگاهى به تجارت مى پرداخت. اما نه به دست خـویـش. بلکه سرمایه اش را دراختیارکارگزاران و افراد مطمئن قرار مى داد تا با آن تجارت کنند.

 

5- شجاعت

امام صادق(علیه السلام) در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه اى به سختى مى ایستاد و این شهامت را داشت که سخن حق را به زبان آورد واقدام حق طلبانه راانجام دهد، هرچند باعکس العمل تندى رو به رو شود .

لذا وقتى منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق کرد؟ فرمود: تا جباران را خوار کند. وبه این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهى کرد. و آن گاه که فرماندار مدینه در حضور بنى هاشم در خطبه هاى نماز به على (علیه السلام) دشنام داد ، امام چنان پاسخى کوبنده داد که فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوى خانه اش راهى شد.

 

6. برخورد با حاکمان

امام حتى در مجالس عمومى خلیفه نیز حاضر نمى شد ; زیرا حکومت را غاصب مى دانست وحاضر نبود با پاى خود بدان جا برود، زیرا با این کار از ناحق بودن آنان ، چشم پوشى مى شد و تنها زمانى که اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آن جا مى رفت; لذا منصور ضمن نامه اى به وى نوشت : چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم نمىآیى ؟ امام در پاسخ نوشت:

نزد ما چیزى نیست که به خاطر آن از تو بترسیم و بیاییم ، نزد تو در مورد آخرتت چیزى نیست که به آن امیدوار باشیم.

تو نعمتى ندارى که بیاییم و به خاطر آن به تو تبریک بگوییم و آنچه که اکنون دارى آن را بلا و عذاب نمى دانى تا بیاییم و تسلیت بگوییم.

منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت کنى. امام نیز نوشت : کسى که آخرت را بخواهد، با توهمنشین نمى شود و کسى که دنیا را بخواهد، به خاطر دنیاى خود تو را نصیحت نمى کند.

فرآوری و تلخیص: شکور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تنها منّتی که خداوند بر انسان گذاشت!

خداوند متعال در قرآن کریم ما را مأمور به شکرگزاری نعمتهایش نموده است « واشکروا نعمة الله » (1) و برای این که ما را وادار به این کار کند به شمارش بعضی از نعمتهایش نیز پرداخته، از چشم و لب و زبان گرفته تا کوه و ابر و آسمان و زمین و غیره (2) گرچه خود فرموده است که نعمتهایش قابل شمارش و احصاء از  جانب بندگان نیست (3) اما نکته قابل توجه این است که در هیچ موردی ، بیان نعمتها همراه با منت گذاری و به رخ کشیدن آن نعمت نیست و خداوند همه آنها را بی منت بر ما ارزانی داشته است ، حتی نعمت های أخروی و أجر آخرت  که خداوند از آن تعبیر به أجر اکبر نموده است (4) و به هیچ وجه قابل قیاس با نعمات دنیوی و مادی نیستند، نیز همراه با منت نیستند « إن الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم أجر غیر ممنون » (5).

اما با این همه یک نعمت در قرآن به همراه منت است و خداوند هنگام بیان آن ، آن را به گونه ای به رخ کشیده است که گویا نعمتی از آن عظیم تر نیست و سائر نعمات مادی و معنوی با همه عظمتشان در مقابل آن هیچ محسوب می شوند که شایستگی منت گذاری و به رخ کشیده شدن را ندارند !!

 

اما آن نعمت چیست ؟!

باغ های بهشت با همه وسعتش که از آسمان و زمین وسیع تر است ؟!

وصال حور که مانند یاقوت و مرجانند ؟! (6)

کاخ ها و قصرها که از زبرجد و زمردند ؟!

زینت آلاتی که از طلا و لۆلۆ اند ؟! (7)

لباسهای حریر ؟!

همنشینی با ولدان که مانند مروارید پراکنده اند ؟!

شراب طهور !؟

هرگز .

آن نعمت ، آیا قرآن است که خداوند آن را به مجد و عظمت و عزت و عُلوّ و حکمت توصیف نموده ؟! (8)

و و و ...

خیر !

آن نعمت چیزی نیست جز وجود مبارک رحمة للعالمین حضرت محمد صلوات الله علیه وآله :

« لقد منّ الله علی المۆمنین إذ بعث فیهم رسولا من أنفسهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم ... ». (9)

واقعا خداوند منت نهاد بر مۆمنین در آن هنگام که در بین آنان رسولی از خودشان مبعوث ساخت که آیات الهی را بر ایشان تلاوت می نماید و آنان را تزکیه می کند ...

و بر سیاق همین آیه شریفه است ، آیه سوره مبارکه توبه :

« لقد جائکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتم ... » (10)

شاید اشکالی به ذهن آید و آن اینکه خداوند در سوره حجرات در مورد هدایت به ایمان یا همان نعمت ایمان ، منت گذاری نموده است پس چگونه منت گذاری خداوند منحصر به وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه وآله است ؟!

جواب این است که در آن آیات خداوند ابتدائاً منت گذاری ننموده است بلکه وقتی اعراب بادیه نشین به نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آمده و بر او به خاطر ایمان آوردن خود منت گذاردند ، خداوند به پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود :

« یمنون علیک أن أسلموا قل لا تمنوا علیّ إسلامکم بل الله یمن علیکم أن هداکم للإیمان إن کنتم صادقین » (11) .

بر تو [ ای پیامبر ] منت می گذارند که اسلام آورده اند به ایشان بگو که با اسلام خود بر من منت منهید بلکه [اگر قرار بر منت نهادن باشد] این خداوند است که بر شما به خاطر هدایت به ایمان ، منت می نهد.

در واقع طبق این آیات، خداوند منت نهادن بر پیامبرش را برنتافته است و به مقابله با آن پرداخته و آن نعمتی را هم که به عنوان هدایت و ایمان ، مایه منت برشمرده است، از طریق پیامبرش به مردم ارزانی داشته است، چنانچه در آیه سوره آل عمران نیز که فرمود: خدا بر مۆمنان به خاطر بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله منت نهاده است ، علت این منت نهادن صرف بعثت نبود بلکه این بود که این پیامبر به تزکیه و تعلیم و تربیت مردم می پردازد و به همین دلیل در ادامه آیه فرمود: «یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة ... »

خلاصه این که وقتی خداوند خود در قرآن از منت گذاردن بندگان بر یکدیگر نهی می نماید و می فرماید که اعمال خود را با منت باطل نکنید: « لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الأذی »(12) پس خود نیز به این مطلب پایبند است که هنگام اعطاء و بیان نعمات دنیوی و أخروی بر بندگان منت نگذارد اما با وجود این مطالب، نعمت وجود پیامبر صلی الله علیه وآله که سراج منیر است آن قدر عظیم است که لایق منت گذاری و فخر فروشی از جانب خداوند بر مردم و بندگان است و مِنّت در این جا قبح خود را از دست می دهد !

اما بعد از این نکات ، شکر این بزرگترین نعمت خدا به چیست ؟!

به پیروی از این نعمت بزرگ: «قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی» و «و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا»(13و14)

حال این نعمت عظیم الهی از ما چه خواسته است ؟

هیچ اجر و مزدی درخواست ننموده جز مودّت نسبت به نزدیکانش (15) که نفع این اجر نیز به خود ما می رسد (16) و در واقع خود این نفع نعمت دیگری از جانب خداوند است که در آخرت از ما در موردش سۆال خواهد شد. (17) !

 

پی نوشت ها :

1-سوره نحل / 114 .

2- سوره بلد / 8و9 وغاشیه / 19 ونور / 43 و مجموعه سوره های نحل و یس و غیره .

3- سوره ابراهیم / 34 ونحل / 18 .

4- نحل / 41 .

5- فصلت / 8.

6- رحمن / 58 .

7- حج / 23 وفاطر / 33 .

8- بروج / 21 وحجر / 87 وفصلت / 41 وزخرف / 4 .

9- آل عمران / 164 .

10- توبه / 128 .

11- حجرات / 17 .

12- بقره / 264 .

13و14- آل عمران /31 وحشر / 7 .

15- شوری / 23 .

16- سبأ / 47 .

17- تکاثر /8 .

حمید حاج علی                  

مدرس حوزه علمیه              


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰