کارآفرین و سرمایه کارآفرینانه

کارآفرینی از منظر ارزش های دینی و سرمایه اجتماعی

کارآفرین و سرمایه کارآفرینانه

کارآفرینی از منظر ارزش های دینی و سرمایه اجتماعی

کارآفرین و سرمایه کارآفرینانه

پیشرفت ایرانی اسلامی به عنوان گفتمان و خواست عمومی، راهبرد اساسی و مبنای همه قوانین و رویه های حاکمیتی باید باشد. جامعه نیازمند آموزش و ترویج کارآفرینی با رویکرد تفکر دینی و توسعه کسب و کارهای کارآفرینانه بر مبنای سرمایه انسانی، اقتصادی و اجتماعی ایرانی است

مفهوم کارآفرینیعبارت "کارآفرینی" سابقه طولانی در بخش بازرگانی دارد. مشهورترین تعریف این عبارت ایجاد ارزش از طریق نوآوری است(شومپیتر،1951؛ دراکر،1985). به مانند شومپیتر صاحب نظرانی مانند پیتر دراکر، کول و کوپر[1](1946)  نیز کارآفرینی را ارزش­آفرینی از طریق نوآوری  تعریف می­کنند.

پیترسون و برگر[2] (1971)  معتقدند که فعالیت­های کارآفرینی به شرکت­ها کمک می­کند تا تجارت جدیدی را برای افزایش سودآوری توسعه دهند.

ارو[3](1974) کارآفرینی را همان فرآیند کشف فرصت­ها می‌داند و به نحوی که بیان می­کند چگونه افراد به صورت مستقل و یا در داخل سازمان­ها، مسائل و چالش­های ناشناخته را ببینند و چارچوبی جدید از ابزارها و اهداف ایجاد کنند تا از آن­ها به نحو مطلوب استفاده کنند. البته کارآفرین فقط مواردی را می­بیند و برای استفاده از آن برنامه­ریزی می­کند که ارزش لازم را داشته باشند.

ریچارد کانتیلتون[4](1730) به عنوان نخستین فرد که واژه کارآفرین را در علم اقتصاد ابداع نمود کآفرین را فردی معرفی می‌نماید که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار خریداری می‌کند. او از قیمت نهایی محصولات به هنگام خرید اطلاع ندارد.

برنارد دبلیدر[5] کارآفرینی را به عنوان فرایند خریداری‌ نیروی‌ کار و مواد اولیه‌ به‌ بهائی‌ نامعین‌ و به‌ فروش‌ رساندن‌ محصولات‌ به‌ بهائی‌ طبق‌ قرارداد، بیان می‌نماید.

جان باپتیست سی(1803) کارآفرین را فردی می‌داند که مسئولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را برعهده دارد.

رابرت لمب[6](1902) معتقد است که کارآفرینی یک نوع تصمیم­گیری اجتماعی است که توسط نوآوران اقتصادی انجام می­شود و نقش عمده­ی کارآفرینان را اجرای فرآیند گسترده­ی ایجاد جوامع محلی، ملی و بین المللی و یا دگرگون ساختن نمادهای اجتماعی و اقتصاد است.

آرتور کُل[7](1946) معتقد است که کارآفرینی پلی است بین جامعه به عنوان یک کل ، به ویژه جنبه های غیراقتصادی جامعه و موسسات انتفاعی تاسیس شده برای تمتع از مزیت­های اقتصادی و ارضاء آرزوهای اقتصادی.

فرانک نایت[8](1921) بر این باور است که کارآفرینان کسانی هستند که در شرایط عدم قطعیت، تصمیم می­گیرند و پیامدهای کامل آن تصمیمات را نیز خودشان می پذیرند.

جوانوویک[9](1982) کارآفرینانه را افرادی می‌داند که در راستای استفاده از فرصت­ها، کالاها یا خدماتی را به جامعه عرضه می­کنند که مشتری­پسند بوده و بازار یا محیط خواهان آن­هاست. بنابراین لازم است کارآفرینان اطلاعات کاملی از بازار و محیط داشته باشند. فرآیند مبادله و تعامل با محیط می­تواند این اطلاعات را فراهم کند.

کاسون[10] (1982) معتقد است که کارآفرین فردی است که تخصص وی تصمیم­گیری عقلایی و منطقی در خصوص ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب می­باشد. وی می­کوشد تا با ارائه مفهوم "واسطه ­گری"، عنصری مشترک را در میان کارآفرینان تشخیص دهد. کارآفرین به عنوان شخصی تعریف می­شود که در تخصیص منابع کمیاب براساس تصمیمات مبتنی بر قدرت تشخیص فردی، تخصص دارد. کارآفرین معتقد است که وجود کلیه اطلاعات برای اتخاذ تصمیم برای او، ضروری است و او راهی را بر می­گزیند که دیگران برنمی­گزینند و همواره فکر می­کند که درست می­گوید و دیگران در اشتباه می­باشند.

میلر[11] (1983) کارآفرینی را با عبارت­های خطرپذیری و نوآوری­های بنیادی در تولید تعریف می­کند.

کارلند(1984) کارآفرین را فردی می داند که شرکتی را به منظور کسب سود و دستیابی به رشد تاسیس نموده و آن را مدیریت می‌نماید تا از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده نماید.

پیتر دراکر[12](1985) معتقد است، کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می­نماید.

ادی و الم[13](1985) معتقد است که کارآفرین فردی است که مایل و قادر به مخاطره پذیری است و در عین حال ابزار تولیدی و اعتباری را در هم می­آمیزد تا به سود یا اهداف دیگری همچون قدرت و احترام اجتماعی دست یابد.

برچ[14](1986) معتقد است که کارآفرینی در مفهوم جدید آن قبول مسئولیت، دنبال کردن فرصت­ها، برآوردن نیازها و خواسته­ها از طریق نوآوری، تعریف می­شود.

ریچارد کانتیلون[15](1988) معتقد است که کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ادغام آنها برای تولید محصولات قابل عرضه به بازار، ارائه می­کند.

مک میلان و لو[16] (1988) معتقدند که کارآفرینی یعنی ایجاد شرکت­های جدید.

بولی[17](1989) علاوه بر عدم قطعیت و توانایی تحمل ابهام که برای موفقیت در تأسیس شرکت­های نو پا ضروری می­باشد، ویژگی­های دیگر مانند: خلاقیت، تطبیق­پذیری، مهارت­های مدیریتی و سازمانی، توانایی تصمیم­گیری و سابقه فرهنگی و آموزشی را پیش شرط­های موفقیت در کارآفرینی می­داند.

جفری تیمونز(1990)[18] در خصوص کارآفرینی می­نویسد: « کارآفرینی خلق و ایجاد بینشی ارزشمند از هیچ است. کارآفرینی فرایند ایجاد و دستیابی به فرصت­ها و دنبال کردن آن­ها بدون توجه به منابعی است که در حال حاضر موجود است. کارآفرینی شامل خلق و توزیع ارزش و منابع بین افراد، گروه­ها، سازمان­ها و جامعه می­باشد. کارآفرینی به معنای یک شبه پولدار شدن، نیست و از سوی دیگر ایجاد ارزش در دراز مدت و جریان نقدینگی مستمر نیز نمی­باشد.»

آمیت و همکاران[19](1993) سوق دادن منابع به سوی ظرفیت­هایی که ایجاد ثروت می­نمایند را در بطن مفهوم کارآفرینی می­دانند. بنابراین کارآفرینی فرآیند کسب سود از ترکیب جدید، منحصر بفرد و ارزشمند منابع مالی در محیطی همراه با ابهام و عدم قطعیت می­باشد. کارآفرینان، افرادی هستند که نوآوری می­کنند، فرصت­های تجاری را شناسایی و خلق نموده و ترکیبات جدیدی از منابع را ارائه می­نمایند تا در محیط عدم قطعیت از این نوآوریها سود کسب کنند.

پارتسون[20](1998) فرآیند کارآفرینی را به عنوان رفتار مدیریتی که دائماً از فرصت­ها برای دستیابی به نتایج مافوق ظرفیت­های افراد بهره برداری می­کند، تعریف می­نماید.

بورگلمن[21] (1999) معتقد است که فعالیت­های کارآفرینی با افزایش تولید و فرآیند نوآوری موفقیت شرکت­ها را ارتقا می­بخشد.

دیوید مک کران و اریک فلانیگان[22](1996) ، کارآفرینان را افرادی نوآور، بافکری متمرکز، و به دنبال کسب توفیق و مایل به استفاد ه از میانبرها می دانند که کمتر مطابق کتاب کار می­کنند و در نظام اقتصادی ، شرکت­هایی نوآور، سودآور و با رشدی سریع را ایجاد می نمایند.

استیونسون و همکارانش معتقدند که کارآفرینی عبارتست از: فرآیندی که فرصت ها بوسیله افراد (یا برای خودشان یا برای سازمان­هایی که در آن کار می کنند) بدون توجه به منابعی که در کنترل آن­هاست تعقیب می­شود.  

سانا هاربیا[23](2010) پدیده کارآفرینی را یک مفهوم گسترده می‌داند که طیف وسیعی از فعالیت­ها را از تولد یک ایده ناب تا نوآوری و ایجاد حرفه جدید برای فرد را دربردارد به نحوی که امروزه کارآفرینی به عنوان عامل پیشرفت و چرخه­ی اقتصادی هر کشور شناخته شده ­است. در اقتصادهای مدرن و پیشرفته، کارآفرینی یک اصل مهم و غیرقابل انکار می­باشد.



[1] Cool & Cooper & Druker

[2] Peterson and Berger

[3] Arrow

[4] Richard Cantillon

[5] Bernard F. De Belidar

[6] R.K .Lamb

[7] A. Cole

[8] Ferank Night

[9] Jovanovic

[10] Caisson

[11] Miller

[12] P.draker

[13] Eddy & K. Olm

[14] Burch

[15] R. Cantillon

[16] I. Mcmillan & M. Low

[17] Bewley

[18] Jeffry Timmons

[19] Rafael Amit et al.

[20] Partson

[21] Burgelman

[22] D. Mckeran & E.Flannigan

[23] Sana El Harbia

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۱/۱۴
  • ۱۴۸ نمایش

مفهوم

کارآفرینی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی